آرمانی که موج می زند... یکشنبه پنجم مرداد 1393 23:9

عید سعید فطر را با یاد و خاطره ملت مسلمان و مظلوم فلسطین و به

یاد اشک های مادران فلسطینی گرامی می داریم


آرمانی که موج می زند...

 

عید فطر امسال را چگونه می شود جشن گرفت در حالی که پاره تن اسلام آماج حملات سفاکانه رژیم کودک کش اسرائیل قرار دارد؟ چگونه می توان شاد بود در حالی که کودکان فلسطینی در پیش چشم پدران و مادران خود تکه پاره می شوند. امسال اسرائیل وحشی و خون آشام ، طعم عید را در کام امت اسلام تلخ کرده است. شکی نیست که این روزها دل پیامبر اسلام از جنایاتی که بر امتش وارد می شود خون است. این روزها قلب صاحب الزمان(عج) خون است و ما فقط و فقط امیدمان به عنایت اوست.

 

روز قدس امسال، ملت ایران با حضور خیره کننده در راهپیمایی دشمن شکن خود نشان دادند که آرمان رهایی قدس که یادگار امام راحل(ره) است همچنان در میان این ملت موج می زند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب ، خروش عظیم ملت نشان داد که شعار کوته فکرانه نه غزه نه لبنان... جایی در این مرز و بوم ندارد. ملت ایران نشان دادند که آنچه برای آنان اولویت دارد مصالح بلندمدت امت اسلام است نه منافع زودگذر مادی. ملت ایران نشان داد که دیگر یک ملت مظلوم و مستضعف نیست بلکه خود حامی اصلی مظلومان و مستضعفان دنیاست.

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره ۱۴۶ نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

ما که دیگر از بس نوشته ایم خجالت می کشیم دوباره مطرح کنیم! احتمالاً مسئولان محترم هم از بس شنیده اند و خوانده اند آن ها هم خجالت می کشند چرا که مدتی است دیگر حتی حرفش را هم نمی زنند! موضوع سگ های ولگرد را می گویم! البته حالا در برخی نقاط شهر دیگر نباید گفت سگ های ولگرد بلکه باید گفت «گله سگ های ولگرد» چرا که گاه می بینی این سگ های ولگرد محترم دیگر نه تنهایی بلکه به صورت دسته جمعی و خانوادگی در سطح شهر به راه افتاده و به قدرت نمایی می پردازند و نشان می دهند که هیچ مسئولی حریف آن ها نیست! وجود این سگ های ولگرد نه تنها باعث زشت شدن چهره شهر شده بلکه از آن مهمتر این است که آرامش روحی و روانی شهروندان را به هم می ریزد. شما تصور کنید یک خانم به همراه فرزندش در حال راه رفتن باشد که به یک باره یک و یا چند سگ ولگرد از جلوی آن ها بیرون بیایند و حالا هر چه هم این حیوانات بی زبان، بی آزار باشند باز هم روح و روان و اعصاب آن ها را به هم می ریزند و حالا چه کسی می خواهد پاسخگوی این خسارات باشد خدا می داند! البته مسئولان محترم حق دارند، چرا که شاید تا حالا سگ ولگردی از جلوی زن و بچه آن ها بیرون نیامده است! شاید اصلاً زن و بچه آن ها پیاده راه نمی روند که سگ ولگردی از جلوی آن ها درآید!!! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

الجار، ثم الدار چهارشنبه یکم مرداد 1393 23:35

الجار، ثم الدار...!

 

                           

شب قدر بیست و سوم پیامک تأسف باری به دستم رسید که گفته بود: «امشب ابتدا مردم مظلوم و ولایتمدار ایران را یاد کنید. بعد...» کسانی که این گونه تفکراتی دارند یا با ابتدایی ترین آموزه های اسلامی آشنایی ندارند و یا عقده های آن ها عقیده های آن ها را تحت تأثیر قرار داده است! آیا این تفکر بر خلاف فرموده حضرت زهرا سلام الله علیها نیست که الجار ثم الدار؟! مگر ما پیروان همان پیامبری نیستیم که فرمود هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود و به یاری اش نشتابد مسلمان نیست؟ مگر ما شیعیان همان امیرالمؤمنینی نیستیم که فرمود کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا؟ مگر نه اینکه از نظر اسلام هیچ  تفاوتی بین مسلمان ایرانی و مسلمان فلسطینی وجود ندارد؟ مگر نه اینکه اسلام و قرآن به هیچ عنوان این مرزهای خودساخته ما را به رسمیت نمی شناسد؟! از نظر اسلام آنچه مهم است انسان است و مسلمان ، و تأکید بر اینکه ابتدا به فکر ایرانی ها باشیم ادامه همان تفکر احمقانه ایست که شعار می داد : نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران! این تفکرات برخواسته از ناسیونالیسمی است که مروج آن غربی هایی هستند که اتحاد مسلمانان بیش از همه منافع آن ها را مورد خطر قرار می دهد. آنچه مسلم است این که امروز دفاع از مردم فلسطین یک وظیفه اسلامی است و هر کس ذره ای در این مورد تردید کند بلاشک با اسلام آشنا نیست و ذره ای از معارف اسلامی بهره نبرده است! خیلی جالب است که عقده های سیاسی، عده ای را آنچنان کور کرده که حاضر نیستند حقیقت را ببینند. درست است که ما در کشور خود با مشکلات متعددی به ویژه در مسائل اقتصادی دست و پنجه نرم می کنیم اما آیا واقعاً میزان مشکلات و به قول برخی آقایان میزان مظلومیت ملت ما به اندازه میزان مظلومیت مردم غزه است؟! آدم از این می ترسد که نکند خدای نخواسته ناشکری این افراد کوته فکر ، دامن همه ما را بگیرد! چه زیبا دعا کرد مرحوم دکتر شریعتی که: «خدایا عقیده های ما را از دست عقده های ما مصون بدار»

 

مطلب ذیل با اندکی تغییر به قلم اینجانب در شماره 145 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

نرخ بیکاری در استان خراسان رضوی کمتر از سایر نقاط کشور است و أیضاً نرخ بیکاری در کاشمر کمتر از سایر نقاط استان! باور کنید این را ما نمی گوییم، اصلاً ما را چه به اینکه این طور ادعاها داشته باشیم؟! این آمار را خود آقای استاندار گفتند، خود خودشان. ما با همین دو گوش خودمان این را از خود ایشان شنیدیم! ولی وقتی ایشان این را گفتند ما با خودمان گفتیم احتمالاً آقای استاندار، نرخ دستشان نیست و گرنه اگر نرخی که دست ایشان است درست است پس عجب ملت بیکاری داریم ما! وقتی نرخ بیکاری در استان ما کمتر از باقی استان هاست و وقتی نرخ بیکاری در کاشمر ما کمتر از سایر شهرستان های استان است پس ببینید مردم سایر شهرهای کشور چقدر بیکارند که بیکاران کاشمری تازه کم هم هستند! ما که به خیلی از خانه ها در کاشمر نگاه می کنیم می بینیم یک جوان تحصیلکرده سربازی رفته دم بخت بیکار دارند! حالا معنی اینکه نرخ بیکاری در کاشمر کم است را ما دیگر با این درک کم خودمان درک نمی کنیم! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

نفس تازه کنید... سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 22:59

فرا رسیدن سالروز شهادت جانسوز امیرالمؤمنین و مولی الموحدین

 

حضرت امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه بر پیروانش تسلیت باد

 


 

نفس تازه کنید...

 

 

رهبر معظم انقلاب در دیدار چند روز پیش خود با مسئولان نظام ، بار دیگر بر حمایت خود از دولت تأکید کرده و همچون همه دولت های گذشته خواستار حمایت و کمک به دولت برای انجام وظایف سنگینی شدند که بر دوش آن قرار دارد. شکی نیست که این حمایت، پشتوانه ای قوی برای دولتمردان است تا در مسیر حل مشکلات مردم گام هایی اساسی بردارند و قطعاً این حمایت بی شائبه ای که رهبر انقلاب همانند دولت های قبلی از دولت فعلی دارند بهانه را برای کم کاری و ادعای اینکه نمی گذارند کار کنیم از همه مسئولان اجرایی کشور می گیرد کما اینکه خود حضرت آقا هم در این دیدار ادعای «نمی گذارند کار کنیم» را ادعایی غیر قابل قبول توصیف کردند.

 

 

صهیونیست ها این بار هم همچون همیشه ، وحشی و خونریز ظاهر شده اند و سازمان های بین المللی و مدعیان حقوق بشر نیز این بار هم همچون همیشه نه تنها سکوت که از جنایت و خونریزی ددمنشان صهیونیست دفاع می کنند! تو گویی قانون جنگل بر دنیای ما حاکم است! آمریکا و سایر نوچه هایش ، شلیک موشک از غزه به سمت اسرائیل را محکوم می کنند اما از شلیک موشک از سوی اسرائیل به غزه دفاع می کنند!!! برای تبیین ماهیت اسرائیل فقط باید به یک تعبیر متوسل شد و آن همانی است که حضرت روح الله فرمود که اسرائیل «غده سرطانی» است! با غده سرطانی نمی توان مذاکره کرد! غده سرطانی را باید ریشه کن کرد! ... سفر دشت غریبی است، نفس تازه کنید/ آخرین جنگ صلیبی است، نفس تازه کنید!

 

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 144 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

 

بد نیست بدانید که:

سد معبر بد است، خلاف شرع و قانون است. حالا هر کس می خواهد و با هر چه که می خواهد سد معبر کند همین بدی را دارد و خلاف است. چطور می شود که اگر یک مغازه دار کمی از اجناس خود را در پیاده رو بگذارد، مأموران اجرایی شهرداری با او برخورد می کنند و آن وقت در برخی نقاط شهر ما از جمله در خیابان بهبودی، در مقابل برخی بنگاه های خرید و فروش خودرو ، خیلی راحت با پارک انواع خودروها در داخل پیاده رو، محل رفت و آمد مردم را سد می کنند و نه شهرداری و نه نیروی انتظامی چیزی به آقایان نمی گویند که نکند به تریج قبایشان بربخورد؟!!! پیاده رو و حاشیه خیابان بهبودی در خیلی مواقع در قرق همین بنگاه های خودروست و متأسفانه نه شهرداری و نه نیروی انتظامی به وظیفه خود در برخورد با متخلفان عمل نمی کنند و شهروندان و به خصوص ساکنان این خیابان برای رفت و آمد خود با مشکل مواجه هستند. (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

وای اگر یکشنبه پانزدهم تیر 1393 22:1

وای اگر از پس امروز بود فردایی!

 

در سوریه و عراق و فلسطین و بحرین و ... مسلمان می کشند و شیعه کشی به راه انداخته اند و ما سرگرم فوتبال و والیبالیم! آیا همزمانی این جنایت ها از عراق تا فلسطین، از تکفیری ها تا صهیونیست ها با جام جهانی فوتبال بی دلیل است؟ آیا نمی خواهند در حالی که مردم دنیا و حتی مسلمان ها سرشان گرم بازی های برزیل و آرژانتین و هلند و آلمان است و زمانی که خبر اول رسانه های دنیا، بازی های جام جهانی است آن ها اهداف شوم خود را بیش از پیش جلو ببرند؟! از باقی مردم دنیا انتظاری نیست اما اینکه ما مسلمان ها حواسمان پرت شده و این پیام جدی پیامبر خود را از یاد برده ایم که «هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود و به فریادش نشتابد مسلمان نیست»، این عجیب است! یاد آن پیر جمارانی بخیر که گفته بود اگر هر کدام از مسلمان ها یک سطل آب بریزند، اسرائیل را آب با خود خواهد برد! نوجوان مسلمان فلسطینی را زنده زنده آتش می زنند و ما پای گل زدن های مسی هورا می کشیم!!! ... گر مسلمانی همین است که حافظ دارد / وای اگر از پس امروز بود فردایی!!!

 

 مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 143 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

می دانید در سال 92 چند خانواده در کاشمر از هم پاشیده است؟! می دانید چند واقعه تلخ طلاق در کاشمر رخ داده؟ جالب و البته دردناک است وقتی بفهمید که در 365 روز سال گذشته 495 مورد طلاق در کاشمر ثبت شده است!!! حالا اگر 100 مورد طلاقی را که مربوط به افراد غیر ساکن در کاشمر بوده است را هم کم کنیم باز هم 395 مورد طلاق مربوط به همین مردم شریف شهرستان خودمان است! یعنی در هر روز بیش از یک مورد طلاق در کاشمر اتفاق افتاده. معنی دیگر این آمار این است که در سال گذشته حدود 400 زن مطلقه در کاشمر اضافه شده! حالا چند نفر از کودکان و نوجوانان این شهر تبدیل به فرزند طلاق شده اند را خدا می داند! این یعنی فاجعه! اگر خدای نکرده در همین شهر بر اثر یک حادثه طبیعی 400 خانه ویران شود همه می گویند فاجعه رخ داده ولی حالا که 400 خانواده از هم پاشیده است هیچ کداممان ککمان نمی گزد و عین خیالمان نیست که نیست!!! راستی به کجا می رویم و به نظر شما این مسیر به کجا منتهی خواهد شد؟! بدتر از همه اینکه 108 مورد از طلاق هایی که در کاشمر رخ داده مربوط به دوران عقد بوده و این یعنی اینکه هنوز خیلی ها بلد نیستند درست انتخاب و ازدواج کنند! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

حسن جان! دلبندم...... دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 10:25

حسن جان! دلبندم......

 

چرا نبايد فتنه 88 را فراموش كرد؟! دقيقاً به همان دليل كه نبايد دفاع مقدس را فراموش كرد! بله‌‍‍، دقيقاً به همان دليل! حرف ما با آن هايي كه امروز مي گويند آن موضوع يك اتفاق بود و نبايد به گذشته برگشت اين است كه اتفاقاً اگر فقط يك اتفاق مي بود حرفي نبود و ما حاضر بوديم آن را فراموش كنيم. اما ، حسن جان! دلبندم! فتنه بود ، فتنهههههههههههههههههههه!!!!

 

مشكل تكفيري ها در عراق خيلي ببشتر از سوريه خواهد بود. آن ها با پاي خود به گورستان آمده اند. اگر مسلمانان آگاه باشند و وحدت خود را حفظ كنند مي توانند در همين عراق، بساط تكفيري ها را برچينند و آن ها را به زباله دان تاريخ بفرستند. در سوريه بخش كمي از مردم شيعه بودند و اين در حالي است كه در عراق بالغ بر 60 درصد مردم شيعه هستند. در سوريه چهره هاي كاريزماي چنداني حضور نداشتند كه مردم را به صحنه بياورند اما در عراق افرادي همانند آيت ا... سيستاني، مقتدي صدر، عمارحكيم و ... كساني هستند كه مي توانند مردم را بر عليه تكفيري ها بسيج كنند، همچنين حساسيتي كه بر روي عراق به لحاظ وجود اماكن متبركه براي شيعيان وجود دارد در سوريه تا بدين حد وجود نداشت و لذا بايد گفت كه تكفيري هاي جهنمي كه آلت دست شيطان بزرگ هستند در عراق به باتلاقي فرو خواهند رفت كه آن ها را به قعر جهنم خواهد كشاند.

 

مطلب جالبي از آيت ا... جوادي آملي ديدم در اين رابطه كه آيا جهت فراگیری علم و دانش، صرف مطالعۀ کتاب کافی است؟ سخن ايشان اين است كه : «صرف اينكه انسان كتاب مطالعه كند كافي نيست؛ اينكه مي‌گويند در هر شهري كه هستيد به حضور بزرگانتان،علمايتان وآنهایی كه صاحب نفس‌اند برويد، رازش را مرحوم علامه حلي(رضوان الله عليه) در مقدمه كتاب تحريرالأحكام دارد؛براي اينكه حضرت رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «خُذ العلم من افواه الرجال» دانش را از دهان مردان بزرگ بگيريد.لذا به اندازه اینكه سفارش شده از محضر بزرگانتان استفاده كنيد،به آن اندازه سفارش نشده از كتاب استفاده كنيد. توجيه مرحوم شيخ بهايي برای اين حديث شريف اين است كه علما و رجال دين سعي‌شان در اين است كه كتاب‌هاي سودمند قرآني و روايي را مطالعه كنند و بهترينش را انتخاب و يادداشت نمایند و براي ديگران بیان کنند.»

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

شرح این هجران جمعه شانزدهم خرداد 1393 22:14

شرح این هجران و این خون جگر!

 

دل بد جور گرفته و هوای گریه دارد. چند روزیست که داغی جانگداز و جگرسوز ، سینه محبان اهل بیت را در دیار کاشمر آزار می دهد. کسانی که او را می شناختند به خوبی می دانند که با رفتن «عاجل» ، کاشمر گنجی ناشناخته را از دست داد. عاجل ، برای کاشمر و کاشمری ها برکت بود. اخلاص او ، مردم داری او ، اشعار کم نظیر و بی نظیر او ، سوز و شور همیشگی اش در ارادت و محبت به اهل بیت ، اشک هماره اش در سوگواری سیدالشهداء ، نوکری خالصانه اش در دربار علمدار کربلا ، عزت و احترام و مقبولیتش در میان مداحان و هیأتی ها و ...

وقتی زبان از وصف ویژگی های الهی عاجل ناتوان است ، ای کاش می شد حداقل مراسم تشییع پیکرش را وصف کرد که در اینجا هم نمی توان آن گونه که حق مطلب است موضوع را گفت و نوشت. تشییع جنازه او به حدی با عظمت برگزار شد که همه انگشت حیرت به دهان ماندند و ورد زبان کاشمری ها شد. مراسمی که به جرأت می توان گفت کم نظیر و بی نظیر بود در کاشمر. ازدحام جمعیت به حدی بود که نیروی انتظامی قبل از آغاز مراسم مجبور شده بود خیابان ها را مسدود کند. اما حضور گسترده مردم یک طرف و سوز و اشک و آه و ناله آن ها یک طرف. کسانی که هیچ نسبت فامیلی با او نداشتند در فراغش زار زار گریه می کردند...

 سخن در مورد عاجل بسیار است. از جملاتی که اطرافیان در روزهای آخر عمرش از او شنیدند تا خواب هایی که برخی نیکان و خوبان در مورد او دیدند همه و همه صحه می گذارد بر اینکه مقام نوکری خالصانه او مقبول نظر اربابش، حضرت سپهدار و علمدار دشت نینوا قرار گرفته است و چه عزتی بالاتر از اینکه به قول آقای کبیریان (مداح و شاعر اهل بیت) ، دو سال بیمار بودی ، دو ماه بدحال بودی ، 15 روز بی هوش بودی و سر آخر آن قدر خودت را کشیدی تا در روز میلاد ابالفضل العباس سلام الله علیه به دیدارش شتافتی! وخودش چه زیبا سروده است که:

مداحی دربار اباالفضل مرا بس         درسایه دیوار اباالفضل مرا بس

باشوق وصالش زجهان دیده گرفتم   یک لحظه ی دیدار اباالفضل مرا بس

من عاجلم و جز ره ارباب نپویم       سر بر در دربار اباالفضل مرا بس

باید اعتراف کنم که در طول دورانی که قلم به دست بوده ام هیچ گاه در توصیف فرد و یا موضوعی این قدر احساس عجز و ناتوانی نکرده ام که اکنون در توصیف شخصیت و معنویت عاجل دلسوخته اهل بیت احساس می کنم!

من چه گویم یک رگم هشیار نیست

شرح آن یاری که او را یار نیست

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

فتنه و آشوب و خونریزی مجو

بیش از این از شمس تبریزی مگو!!!

یاعلی مدد

نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

شوخی «برد برد»! چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 22:1

شوخی «برد برد»!

 

اینکه بگوییم در مذاکرات با 1+5 باید به یک نتیجه برد برد برسیم به یک شوخی بیشتر شبیه است تا به یک واقعیت! آمریکا در مذاکرات وین 4 نشان داد که همان گونه که پیش بینی می شد قابل اعتماد نیست و دست از زیاده خواهی های خود برنمی دارد. نتیجه این مذاکرات از دو حال خارج نیست ، یا ملت ایران باید در برابر خواسته های غیرمنطقی آمریکا مانند کاهش قابل توجه سانتریفیوژها و محدود کردن فعالیت های دفاعی و موشکی خود کوتاه بیاید و این خواسته های زورگویانه را بپذیرد که در آن صورت این ایران است که بازنده مذاکرات شده و یا همانند گذشته، این ملت در برابر زورگویی های شیطان بزرگ می ایستد و ذره ای از حقوق مسلم خود کوتاه نمی آید که باز در این صورت این آمریکاست که همانند 35 سال گذشته از ملت ایران می بازد! حال چه نتیجه ای از این مذاکرات باید حاصل شود که بتوان بر آن عنوان برد برد گذاشت؟! اصلاً مگر می شود با شیطان مذاکره کرد و به نتیجه برد برد رسید؟! این یک محال است. یک محال عقلی و نقلی! امروز رهبر انقلابی ملت ایران در دانشگاه افسری بر سر آمریکا فریاد کشید که:  «از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر»! با شیطان نمی شود با لبخند سخن گفت بلکه باید با او با مشت و سندان حرف زد، زبان دیپلماسی به درد آمریکا و اسرائیل و انگلیس نمی خورد . با این سه محور شرارت باید با زبان انقلابی گری سخن راند. همانند رهبر انقلابی ام!

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

فرمانده نیروی انتظامی کاشمر از کشف هشت تن روغن احتکار شده در همین شهر خود ما خبر داد! فرماندار کاشمر هم از فروش آجیل های تاریخ مصرف گذشته در همین شهر خود ما انتقاد کرد! خودمانیم ها ، غریبه ای هم که اینجا نیست، عجب شهری داریم من و شما! این خبرها هر چند جالب است اما اصلاً خبرهای خوبی نیست و از اتفاقات بدی در بازار کاشمر حکایت می کند. نمی خواهیم القای بدبینی کنیم چرا که بسیاری از بازاریان این شهر افراد متدینی هستند که حقوق مردم را به خوبی رعایت می کنند اما با منتشر شدن هر از چندگاه این گونه خبرها باید گفت که به نظر می رسد برخی بازاریان کاشمر ، فراموش کرده اند که کاسب باید حبیب خدا باشد و مراقب باشد که در بین کالاهایی که می فروشد ، دین به دنیا نفروشد! اعلام این خبرها از سوی مسئولان نشان می دهد که آن ها از این تخلفات بی خبر نیستند و حالا به خصوص در شب عید که مراجعه شهروندان به بازار از هر زمان دیگری بیشتر است لازم است نهادهای نظارتی به ویژه اداره تعزیرات و اداره صنعت و معدن و تجارت و شبکه بهداشت نظارت خود را افزایش داده و جلوی ظلم و اجحاف و احتکار و گران فروشی برخی سودجویان را بگیرند.(به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

خاطره ای از آیت الله! یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 19:27

خاطره ای از آیت الله!

 

آیت الله دهشت از مبلغان و علمای با اخلاص مشهد مقدس روز گذشته به سوی بهشت پرگشود و جامعه علمی و مذهبی استان را در غم و اندوه فرو برد. جمله ای از ایشان در ذهنم به یادگار مانده است که بیان آن در این روزهایی که عطر و بوی حضرت زینب کبری سلام الله علیها در فضای جامعه مذهبی پیچیده است خالی از لطف نیست. ایشان در جلسه ای که چندین سال قبل به اتفاق جمعی از دوستان و بچه های مسجد جامع کاشمر به حضورشان مشرف شده بودیم در بیان عمق مصایب کربلا و اینکه اگر درک واقعی داشته باشیم نیاز نیست برای اشک ریختن و گریه کردن بر این مصایب به مطالب غیرواقعی متوسل شویم اظهار داشتند: روزی مداحی در حضور عالم بزرگ مرحوم میرازی شیرازی شروع به مداحی و روضه خوانی کرد و مداحی خود را با این جمله آغاز کرد که: حضرت زینب سلام الله علیها وارد مجلس این زیاد لعنت الله علیه شدند. این مداح این جمله را گفت تا مداحی خود را آغاز کند. اما مرحوم میرزای شیرازی فرمودند دست نگه دار و لازم نیست بیشتر بخوانی بلکه اجازه بده تا حق همین جمله را ادا کنیم و سپس شروع کرد به گریه شدید و می گفت همین موضوع که کار دنیا به جایی رسیده است که شخصیت با عظمتی مانند حضرت زینب سلام الله علیها را به مجلس این زیاد ملعون وارد کنند کلی اشک و گریه دارد! روح مرحوم دهشت شاد و با اربابش حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه محشور باد.

 

گزارش ذیل به مناسبت بزرگداشت هفته معلم به قلم اینجانب در شماره 146 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

به بهانه هفته بزرگداشت مقام معلم در گفتگو با معلمان کاشمری:

از خاطرات معلمان دیروز تا خواسته های معلمان امروز

محمد فیض عارفی

اشاره: قرار گرفتن در هفته بزرگداشت مقام معلم ، فرصت و بهانه ای مناسب است تا یادی کنیم از معلمان دیروز و بنشینیم پای درددل های معلمان امروز. معلمان در دیار کاشمر، همواره انسان هایی دلسوز و پرتلاش بوده که با زحمات همه جانبه خود توانسته اند فرزندان این سرزمین را در عرصه های مختلف در سطح کشور مطرح سازند.

در گزارش ذیل ابتدا با یکی از معلمان قدیمی کاشمر و سپس با چند تن از معلمان امروزی به گفتگو نشسته ایم.

معلمان قدیم دلسوز و زحمتکش بودند

حاج محمدحسن ذبیحی از معلمان قدیمی کاشمر که امروزه خیلی از شاگردان او در عرصه های مختلف مشغول فعالیت هستند در گفتگو با ما ضمن بیان خاطراتی از دوران کودکی و تحصیل خود گفت: بعد از اینکه بنده دیپلم گرفتم با توجه به اینکه افراد کمی این مدرک را داشتند، رییس کارگزینی و معاون اداره فرهنگ دنبال من آمدند و به سادگی و با ارائه 6 قطعه عکس و رونوشت شناسنامه، ابلاغ مدیریت و آموزگاری دبستان 6 کلاسه را به بنده دادند.

وی افزود: از اینجا بنده کار خود را شروع کردم و در مدرسه روستای ایور کوهسرخ 6 کلاس را اداره می کردم که در اول ورود به این مدرسه 12 دانش آموز داشتیم اما بعد از سه سال با فعالیت هایی که انجام شد 76 شاگرد داشتیم ضمن اینکه چون اکثر مردم بی سواد بودند کلاس شبانه را هم راه اندازی کردم و در شبانه روز 14 ساعت از بعد از نماز صبح تا عصر تدریس می کردم و قبولی ما هم چشمگیر بود و پس از چند سال که در ایور بودم با قبول کردن نمایندگی فرهنگ ریوش به کاشمر آمدم.

ذبیحی ادامه داد: بنده همواره با مطالعه به کلاس درس می رفتم و چقدر خوب است که هر گوینده ای اول مطالعه کند و سپس برای مردم صحبت کند و همچنین باید بگویم که در آن زمان معلمان خیلی برای دانش آموزان زحمت می کشیدند و معلومات عمقی به آن ها می آموختند و یکی از دلایل آن این بود که معلمان کار دیگری نداشتند ضمن اینکه وسایل سرگرمی هم برای بچه ها اصلاً نبود، نه رادیو و تلویزیون، نه موبایل، نه کامپیوتر و ... (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

احمدی نژاد یا روحانی؟! سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 21:45

احمدی نژاد یا روحانی؟!

 

از یکی پرسیدم اگر در انتخابات بعدی احمدی نژاد و روحانی با هم رقابت کنند به کدام یکی از آن ها رأی می دهی؟! در پاسخ گفت قطعاً به احمدی نژاد! گفتم حتی با وجود مشایی و سایر انتقاداتی که همه ما به احمدی نژاد داشتیم؟! گفت شما پرسیدی بین این دو تا به کدام یک رأی می دهی که من هم می گویم بین این دو تا احمدی نژاد را با تمام گلایه هایی که از او داریم ترجیح می دهم.... او سپس دلایلی را ذکر کرد و یکی از حرف هایش برایم جالب بود. می گفت: از قدیم گفته اند اگر دستت کار نمی کند حداقل زبانت که باید کار کند. اگر نمی توانی مشکلی را از کسی حل کنی حداقل با زبانت به او روحیه بده. می گفت احمدی نژاد تا همان روز آخری که بر سر کار بود حرف های امیدوار کننده می زد و می گفت مشکلات را حل می کنیم ، تحریم ها را دور می زنیم و ... اما این ها از همان روز اولی که آمده اند آه و ناله می کنند که آی نداریم ، خزانه خالی است ، یارانه ها را از کجا بدهیم و ... دیدم راست می گوید. این یک انتقاد جدی به دولت تدبیر و امید است که این همه در جامعه القای ناامیدی می کند. بعضی حرف ها، راست هم که باشد نباید گفته شود و ناامیدی ایجاد کند. همین چند روز پیش نوبخت گفته بود که هر ماه، نزدیک روزهای پرداخت یارانه که می شود من تا پشت در اتاق سی سی یو می روم و برمی گردم! این حرف ها اگر هم واقعیت داشته باشد نباید در جامعه مطرح شود و مردم را ناامید کند. عدم انصراف مردم از دریافت یارانه و اینکه 60 درصد مردم گفته اند زیر 600 هزار تومان درآمد دارند یکی از نتایج همین حرف های ناامید کننده دولتمردان است!

 

در این هفته بزرگداشت مقام معلم، یاد و خاطره همه معلمانم را که از دنیا رفته اند ، مرحوم افشاری معلم کلاس سوم ابتدایی ، مرحوم وزیری معلم کلاس پنجم ابتدایی ، مرحوم رجایی معلم دینی دوره راهنمایی ، مرحوم دکتر ابوالفضل نبئی  و مرحوم دکتر سیدمحمد نظری هاشمی اساتید تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد را گرامی می دارم و برایشان رحمت و مغفرت الهی را خواستارم و دست همه معلمانم را که در قید حیات هستند از دور می بوسم  که مرا هیچ نیاموختند مگر عشق!

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

در نه ماهه اول امسال 27 مورد مرگ و میر در کاشمر بر اثر تصادف اتفاق افتاده که بیش از نیمی از این آمار مربوط به موتورسواران بوده است. این در حالی است که تمامی راکبان موتورسیکلت هایی که در سوانح رانندگی فوت کرده اند بدون کلاه ایمنی بوده اند! به عبارت دیگر حتی یک مورد نبوده است که راننده ای با داشتن کلاه ایمنی دچار ضربه مغزی شده و فوت کرده باشد. این روزها هم که شاهد هستید که راهنمایی و رانندگی خیلی جدی دارد با موتورسیکلت سوارانی که بدون کلاه ایمنی رانندگی می کنند برخورد و علاوه بر جریمه ، موتور آن ها را به پارکینگ منتقل می کند. حالا سؤال ما از کاشمری های عزیزی که به قول آقای فرماندار ، موتورسواری در خونشان است! این است که خودت را بیشتر دوست داری یا موتورت را؟! هر پاسخی که به این سؤال بدهید نتیجه اش یک چیز می شود و آن اینکه چاره ای ندارید جز اینکه در هنگام رانندگی از کلاه ایمنی استفاده کنید! چون اگر کلاه نداشته باشی یا خودت از بین می روی و یا موتورت به پارکینگ منتقل می شود! پس چه خودت را دوست داری چه موتورت را ، جان هر که دوست داری کلاه ایمنی ات را سرت کن برادر من!!! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

درس شیطان شنبه ششم اردیبهشت 1393 11:43

درس شیطان برای ملت ایران!

 

بیست و سوم مهرماه 91 ، رهبر معظم انقلاب در جمع جوانان خراسان شمالی باب بحث در موضوع مهمی تحت عنوان «سبک زندگی» را گشودند. ایشان در طلیعه سخن تأکید کردند که: «يكى از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبك زندگى كردن، رفتار اجتماعى، شيوه‌ى زيستن. اين يك بُعد مهم است. ما اگر از منظر معنويت نگاه كنيم - كه هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است - بايد به سبك زندگى اهميت دهيم.» اکنون که بیش از 18 ماه از آن سخنان و توصیه ایشان به صاحب نظران و اندیشمندان برای پرداختن علمی و منطقی به این موضوع سرنوشت ساز می گذرد، وقتی به متن جامعه و نوع رفتار اجتماعی حاکم بر ملت خود می نگریم به وضوح در می یابیم که هنوز مشکل اصلی ما همین سبک غلط زندگیست. هنوز خیلی از معضلات و آسیب های اجتماعی و حتی مشکلات جسمی و بیماری ها و ... برخواسته از غلط زندگی کردن بسیاری از مردم است. رهبر ، راهبر است و او راه را نشان داده و اینک ما باید مراقب باشیم که در گرفتاری های روزمره و درگیری های سیاسی هر روزه ، راه را گم نکنیم و به دنبال یافتن و شناختن سبک زندگی صحیح اسلامی باشیم. یکی از عوامل غلط زندگی کردن ما ، عدم توجه جامعه ما به مطالعه و کتاب است. کتاب خوب و برنامه ریزی برای مطالعه مفید ، می تواند راهگشای ما به سبک زندگی اسلامی بوده و ما را از غلطیدن به دامن سبک غربی زندگی بازدارد.

 

دولت آمریکا درس برزگ و مهمی به دولت و ملت ما داد! عدم صدور روادید برای ورود ابوطالبی به آمریکا به دلیل اینکه او یکی از دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی آمریکا بوده است به ما این درس مهم را داد که تاریخ و گذشته را نباید فراموش کرد. به ما این درس را داد که تاریخ ، برای امروز معلم است و برای فردا معمار! آمریکا به ما پیام داد که ما گذشته را فراموش نمی کنیم و از بلایی که در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی بر سر ما آوردید نمی گذریم! دولت آمریکا به ما یاد داد که شما هم از آن همه جنایت هایی که ما در حق شما کرده ایم ، از کودتای 28 مرداد ، از حمایت و کمک ما به صدام ، از حمله ما به هواپیمای مسافربری شما ، از حمایت ما از گروه های تروریسی و منافق ، از سال ها تحریم ظالمانه ما بر علیه شما و ... به این سادگی ها نگذرید! و حالا چقدر ما باید ساده لوح باشیم که این درس بزرگ را از آمریکا نیاموزیم و گذشته خیانت بار این دولت جنایتکار را فراموش کنیم!!! آمریکا ، شیطان است، شیطان بزرگ، این را از پیر جماران آموخته ایم!!!

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 140 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

دانستن حق مردم است! اما هیأت رییسه شورای شهر کاشمر خیلی راحت می توانند اراده کنند و این حق را از مردم بگیرند. آن ها خیلی آسان تصمیم می گیرند جلسات را غیرعلنی کنند و ظهر آن روزی که بعد از ظهرش جلسه شورای شهر است از دفتر شورا با خبرنگاران تماس می گیرند و می گویند امروز تشریف نیاورید! ظاهراً قرار است حرف های مگو گفته شود و بهتر است مردم ندانند! آقای شهردار هم در همین ابتدای آغاز فعالیتش خیلی راحت و جلوی چشم خبرنگاران می گوید که اگر خبرنگاران نبودند برخی حرف ها را می توانستم بزنم و ... همان گونه که اعضای شورای شهر نمایندگان مردم هستند ، خبرنگاران هم نمایندگان افکار عمومی هستند و پل ارتباطی مردم و مسئولان. به راستی مگر چه حرف هایی قرار است در جلسات شورای شهر مطرح شود که صلاح نیست مردم بدانند؟!!! آقای شهردار چه حرف هایی برای گفتن دارد که دوست ندارد مردم بفهمند؟!!! حالا جالب است که در جلساتی هم که به صورت علنی برگزار می شود ، برخی اعضای شورا به صراحت می گویند خبرنگاران قبل از آن که خواتسند چیزی را از شورا بنویسند ابتدا به ما نشان دهند و بعد از تأیید ما آن را منتشر کنند! البته شهروندان مطمئن باشند که خبرنگاران هیچ وقت به چنین درخواست هایی عمل نکرده و آزادی قلم خود را حفظ می کنند! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |