نقدی بر طرح عاشورای امسال شنبه هفدهم آبان 1393 20:53

نقدی بر طرح عاشورای امسال در کاشمر؛ 

شوری که با یک تصمیم اشتباه از بین رفت!


«شور عاشورای شهرم را گرفتند، یا حسین شرمنده ایم!». این پیامکی بود که شب عاشورا توسط یکی از بچه های حسینیه ابوالفضلی به دستم رسید. اما این پیامک نه اولین و نه آخرین اعتراضی بود که به تغییر سنت 60 ساله عاشورای کاشمر شنیدم. شاید شب عاشورا هنوز برای قضاوت در مورد این طرح زود بود اما اکنون و پس از گذشت چند روز از عاشورا، زمان مناسبی است برای نقد و بررسی.

به عنوان یک خبرنگار، بارها و بارها از چندین روز مانده به عاشورا تا روزهای بعد از آن همچنان شاهد گلایه شدید مردم و به خصوص هیأتی ها از طرح عاشورای امسال و بر هم زدن سنت آبا و اجدادی مردم کاشمر بودم. نمی خواهم ادعا کنم که هیچ کس با این طرح موافق نبود ، اما تعداد موافقین این طرح در برابر مخالفان آن ، آن قدر کم و ناچیز است که در حقیقت به چشم نمی آید. تازه برخی از موافقان هم به صراحت می گفتند که چون اکثر مردم با طرح قبلی برنامه عاشورا موافق هستند پس بهتر است همان طرح اجرا شود.

قبل از آن که وارد نقد و بیان ایرادات طرح اجرا شده در عاشورای امسال شوم این نکته را بیان کنم که بنده به شخصه معتقد هستم که هدف و نیت مسئولان ارشد شهرستان که اصرار بر اجرای این طرح ناموفق داشتند، اعتلای شکوه و عزاداری سیدالشهداء سلام ا... علیه در شهرستان کاشمر بود و صد البته هدف و نیت مخالفان هم همین است و آنچه مخالفان را برآشفته، اشاره به همین نکته مهم می باشد که با طرحی که امسال اجرا شد شکوه عاشورا در کاشمر از بین رفت.

از گفتگویی که با افراد مختلف اعم از مداحان و مسئولان هیأت ها و  عزاداران و روحانیون داشتم مواردی مطرح می شد که نشان می داد طرح عاشورای امسال قابل دفاع نیست و آنچه برای کاشمر شایسته است تداوم همان سنت همیشگی می باشد. و اما چند نکته در نقد طرح امسال:

1-  1-سال های گذشته و با همان طرح سنتی حرکت دسته جات عزاداری به سمت باغمزار، ما تا حدود ساعت 3 بعد از ظهر در خیابان ها شاهد حضور دسته جات عزاداری و افراد سینه زنی بودیم که فضای شهر را تبدیل به یک فضای حزن آلود می کردند ضمن اینکه تجمع جمعیت در مسیر میدان مرکزی تا خیابان فاطمیه و داخل خود مجموعه امامزاده، چهره ای عزادار و سیاهپوش به شهر کاشمر می بخشید اما متأسفانه با طرح امسال شاهد بودیم که از حدود ساعت 9 و نیم صبح، خیابان ها خالی از عزادار و دسته جات سینه زنی شد و به هیچ عنوان چهره شهر، مناسب روز عاشورا نبود. به نظر می رسد مسئولانی که به اجرای این طرح اصرار داشتند مشکلشان این بوده است که سال های گذشته فقط در همان جایگاه مخصوص در باغمزار حضور داشته و همان محیط اطراف خود را می دیده اند. ای کاش مسئولان محترم اعم از فرماندار و امام جمعه و ریاست اداره تبلیغات اسلامی در عاشورای سال های قبل ساعات و دقایقی از روز را در مسیر میدان مرکزی تا ورودی باغمزار در خیابان فاطمیه طی می کردند و شاهد شور و حرارت و فضای با شکوه این مسیر هم می بودند. امسال متأسفانه چهره عزا در این شهر به هیچ وجه مشاهده نشد و اگر غریبه ای وارد کاشمر می شد از خودش می پرسید که مگر امروز عاشورا نیست؟!!! 

2-  2-استقبال جمعیت از طرح اجرا شده در عاشورای امسال نشان داد که چقدر این طرح مخالف و منتقد دارد. ما پیش بینی می کردیم که اگر تمام عزادارانی که سال گذشته در هیأت ها حضور یافته بودند امسال هم می آمدند حداقل باید از محل جایگاه داخل امامزاده تا فلکه باغمزار جمعیت مستقر می شد و این در حالی است که آن قدر جمعیت در روز عاشورا کم بود که حتی داخل باغمزار هم پر نشده بود. عکس های هوایی به خوبی مؤید این مطلب است. جمعیت فقط در داخل حوض بزرگ و اطراف آن متمرکز شده بودند. به تصریح یکی از مداحان، جمعیتی که امسال از کل هیأت های خیابان قائم بیرون آمده بود به اندازه جمعیت فقط یکی از هیأت های سال گذشته بیشتر نبود. هر چند مسئولان محترم سعی دارند این اجتماع را باشکوه بیان کنند اما کافی است خاطرات خود را از عاشورای سال های گذشته مرور کنند تا بهتر بتوانند قضاوت کرده و چشم بر حقایق نبندند. 

3-  3-در اجرای طرح امسال به ناچار اعلام شده بود که هر هیأت فقط با یک پرچم بیرون بیاید و آن همه نمادها و سنت ها و آیین هایی که هر ساله توسط هیأت های مختلف به اجرا درمی آمد پس از سال ها که نسل به نسل ادامه یافته بود تعطیل شد. هر ساله هیأت هایی مانند حسینی ، علی اکبری ، زینبیه ، جوادالأئمه ، شاهزاده قاسم ، علی اصغری ، ابوالفضلی و ... با ایجاد نمادهای بسیار زیبا و سنتی، در حقیقت نوعی تعزیه را به اجرا درمی آورند. نمادهایی که بر شکوه هر چه بیشتر عزاداری می افزود. مسئولان غیربومی حق دارند این حقیقت را درک نکنند اما واقعیت این است که نمادهای روز عاشورا در کاشمر یکی از نوستالوژی های دوران کودکی بسیاری از کاشمری هاست و همین نوستالوژی است که کاشمری ها را از اقصی نقاط کشور در روز عاشورا به کاشمر می کشاند تا هم عزاداری کنند و هم تجدید خاطره، اما متأسفانه امسال در کمال ناباوری دیدند که با یک تصمیم اشتباه، تمامی این آیین های سنتی که در حقیقت میراث معنوی شهر کاشمر به حساب می آید به تعطیلی کشیده شده است. ما همواره در نشریات خود می نوشتیم که مسئولان باید تلاش کنند تا آیین های عزاداری کاشمر به عنوان میراث معنوی در سازمان میراث فرهنگی کشور ثبت شود اما متأسفانه نه تنها تلاشی در این راستا شکل نگرفت بلکه به تعطیلی هم کشیده شد!!! 

4-  4-هر چند در بالا هم تأکید کردم که نیت برنامه ریزان شهرستان اعتلای عزاداری بوده است اما واقعیت این است که دخالت مسئولان دولتی در کار هیأت های عزاداری مردمی باعث ایجاد بدبینی در میان مردم می شود. کار هیأت از قدیم یک کار مردمی بوده و وقتی دولتی ها در کارهای مردمی دخالت می کنند معمولاً کار خراب می شود! کما اینکه امسال شد و بد جور هم خراب شد!!!  

5-  5-غیربومی بودن مسئولان شهرستان، حساسیت مردم را بیشتر می کند. در همین اعتراضاتی که در اجرای این طرح وجود داشت شنیده می شد که چند مسئول غیرکاشمری آمده اند و می خواهند سنت 60 ساله شهر را تعطیل کنند!!! و این یعنی یک حس بد و یک نتیجه بسیار بد برای مسئولان. 

6-  6-همزمان بودن عاشورای امسال با 13 آبان ، شائبه سیاسی بودن کار را تشدید کرد! بنده به جد معتقدم و در چند جا هم مطرح کردم که به هیچ عنوان این قضیه ربطی به مراسم 13 آبان نداشته است اما بسیاری از شهروندان به هیچ عنوان نمی توانستند بپذیرند که این موضوع، بی ربط به 13 آبان بوده است! خیلی ها می گفتند مسئولان قصد داشته اند از حضور گسترده مردم در عاشورا بهره برداری سیاسی خودشان را بکنند و به همین خاطر ما هم نمی آییم و دیدیم که نیامدند! 

7-  7-عدم تمرکز عزاداران به موضوع عزاداری و سوگواری برای امام حسین سلام ا... علیه در این طرح یکی دیگر از مشکلات بزرگ آن بود. درست است که در سال های گذشته هیأت های عزاداری هر کدام بین 15 تا 25 دقیقه وقت داشتند اما در همین زمان اندک، اشک خود را می ریختند و سینه خود را می زدند و جای خود را به هیأت بعدی می دادند اما امسال نه تمرکزی بر روی عزاداری بود و نه نظمی در مراسم مشاهده می شد ضمن اینکه عدم هماهنگی سینه زنان با مداحان مختلف و عادت نداشتن آنان با سبک های مختلف، شکوه و زیبایی مراسم را از بین برده بود. 

نکات گفتنی زیاد است. برخی مسئولان می خواهند بارندگی را عاملی مؤثر در عدم موفقیت این طرح بیان کنند اما آنچه در بالا ذکر شد هیچ ربطی به بارندگی نداشت! یعنی باران هم نمی آمد ایرادات بالا همچنان وارد است.

مسئولان محترم تأکید داشته اند که می خواهند اتحاد را افزایش دهند اما سؤال اینجاست که مگر آن نظم و شکوهی که در سال های قبل بود و هر هیأتی بر اساس برنامه زمانبندی مشخص در خیابان ها حرکت می کرد و در باغمزار رأس ساعت مقرر جای خود را به هیأت دیگری می داد نشان از وحدت و همدلی مردم کاشمر در عزاداری برای سیدالشهداء نداشت؟! اینکه بخواهیم کاشمر را مثل زنجان کنیم دقیقاً مثل این می ماند که بخواهیم زنجان را مثل کاشمر کنیم!!! هر منطقه ای سنت و آداب و رسوم خاص خود را دارد. مسئولان محترم باید به سنت های این شهر که از زیبایی های خاص خود برخوردار است احترام بگذارند. سنت هایی که به گفته برخی پژوهشگران فرهنگ بومی ، قابلیت تبدیل شدن به بهانه ای برای توسعه گردشگری مذهبی دارد.

به عنوان یک خبرنگار وظیفه خود را انجام دادم. وظیفه ای که افراد زیادی تقاضای جدی داشتند و با قاطعیت و حرارت می خواستند که حرفشان را به گوش مسئولان برسانیم. امید آنکه مسئولان هم به وظیفه خود عمل کنند و از دخالت در کار هیأت هایی که همیشه تاریخ توسط مردم به بهترین نحو اداره می شده است به شدت پرهیز کنند! دخالتی که می تواند بدبینی و سوء تفاهم زیادی را بین مردم و مسئولان به وجود آورد.

شور عاشورای امسال کاشمر که همچین اساسی گرفته شد، چشم به راه شوری دیگر در عاشورای سال بعد می مانیم. شوری که برخواسته از شعور آیینی و سنتی مردمان مؤمن کاشمر در طول ده ها سال گذشته است!

یاعلی مدد

نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

سگ زرد و غول بیکاری! یکشنبه سیزدهم مهر 1393 23:54
 سگ زرد و غول بیکاری!

 

انگلیس همان سگ زردی است که برادر شغالی مثل آمریکاست! اما این سگ ، حالا پیر و خرفت شده و هنوز فکر می کند دنیا به کام او می چرخد. خیانت های انگلیس به ایران آن قدر زیاد هست که لازم باشد از رییس جمهور گلایه کنیم که چرا نخست وزیر پست این رژیم را به حضور پذیرفته است؟ توهین های نخست وزیر انگلیس به ملت ایران که البته مسبوق به سابقه هم هست به خوبی نشان داد که نباید به این دولت رذل خوشبین بود. انگلیس در کنار آمریکا و اسراییل دشمن درجه یک ایران اسلامی است و هر جا بتواند ضرری به ملت ایران بزند لحظه ای درنگ نمی کند. شعار مرگ بر انگلیس ملت ایران بر خواسته از ده ها و صدها خیانت و جنایتی است که انگلیس مکار و رذل و حیله گر و روباه صفت بر این ملت روا داشته است.  هر چند با وقوع انقلاب اسلامی، این روباه مکار مجبور شد دم خود را روی کولش بگذارد و گور خود را گم کند اما از هیچ کار و از هیچ فرصتی برای خیانت به این انقلاب کوتاهی نکرده است. ما به ایجاد رابطه با این سگ زرد و برادر شغالش هیچ نیازی نداریم و اتفاقا نیاز اساسی ما قطع رابطه با این جنایتکاران جنایت پیشه است. 

 

جوانان زیادی در این شهر همچنان حیران و سرگردانند و نمی دانند که چه کنند. معضل بیکاری در کاشمر همچنان دغدغه اصلی جوانان این دیار است. چه جوان ها که سرمایه های زیادی را هزینه کرده اند و مدرک گرفته اند و اما همچنان غول  بیکاری اجازه نمی دهد زندگی آن ها سر و سامان بگیرد. چه انرژی ها که از جوانان این شهر هدر می رود و چه آسیب هایی که این جوانان بیکار را تهدید نمی کند. شکی نیست که همه مسءولان حال و گذشته این شهر آرزو داشته اند و البته تلاش هم کرده اند تا این معضل را حل کنند. اما نه در دولت قبلی و نه در این دولت، هیچ کدام هنوز نتوانسته اند شاخ این غول را بشکنند. این در حالی است که کاشمر ظرفیت های زیادی دارد که می تواتد برای اشتغال زایی جوانان آن به فعلیت درآید. کاشمر می تواند شهری بهتر از این باشد. کاشمر می تواند شهری باشد که جوانان آن در همین خاک و همین دیار، زندگی خود را بنا کنند و برای لقمه ای نان مجبور به جلای وطن مادری خود نشوند. باید آسیب شناسی و کارشناسی شود که درد کاشمر چیست که آن گونه که شایسته اش است رشد و توسعه پیدا نمی کند؟ درمان این درد کجاست و چگونه است که برخی شهرهای اطراف که در برابر ظرفیت ها و استعدادهای کاشمر حرفی برای گفتن ندارند در بسیاری زمینه ها از شهر ما بیشتر رشد پیدا کرده اند؟ راستی علت چیست؟ و علت العلل کدام است؟

 

بد نیست بدانید که:

هر چه زمان بیشتر می گذرد طعم تلخ ترافیک در نقاط مختلف شهر کاشمر خودش را بیشتر نشان می دهد. از جمله خیابان هایی که با این معضل دست و پنجه نرم می کند و روز به روز وضعیت آن وخیم تر می شود خیابان دادگستری است که با توجه به حجم خودروهای عبوری از این خیابان، دیگر عرض فعلی آن کشش لازم را برای عبور و مرور این همه خودرو ندارد. این معضل در برخی ساعات روز از جمله در ساعات بعد از ظهر و شب و همچنین هنگام ظهر، بیشتر خودش را نشان می دهد. به نظر می رسد شورای ترافیک می تواند با یک تصمیم گیری ساده و البته با انجام کارشناسی های لازم، مشکل این خیابان را برطرف کند و آن اینکه دو خیابان هم عرض یعنی دادگستری و بهبودی را یک طرفه کند. اگر دادگستری از طرف فلکه باغمزار به سمت آمار یک طرفه شده و بهبودی برعکس، هم مشکل ترافیک آنجا حل شده و هم با توجه به اینکه این دو خیابان با کوچه های متعددی به یکدیگر متصل هستند مشکلی برای ساکنان آن ها به وجود نمی آید. البته اگر قرار است این کار اتفاق بیفتد باید بریدگی مقابل خیابان بهبودی در بلوار جمهوری اسلامی مجدداً ایجاد شده و با چراغ راهنمایی ترافیک آن کنترل شود. اگر این بریدگی ایجاد شود ترافیک میدان شهدا هم کاهش می یابد. (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

ناامیدی مبارک! سه شنبه یکم مهر 1393 17:32

ناامیدی مبارک!

 

سال گذشته و در جریان سفر رییس جمهور به سازمان ملل برای اولین بار وزیر خارجه ما با وزیر خارجه آمریکا ملاقات کرد و از آن مهمتر، برای اولین بار رییس جمهور ما به صورت تلفنی با رییس جمهور آمریکا به گفتگو پرداخت. شاید این ها همان کارهایی بود که رهبر انقلاب از آن به بعضی کارهای نابجای این سفر تعبیر کردند. به هر روی این اقدامات آغازگر جریان مذاکراتی بود که هم اکنون به یک سالگی خود رسیده و حال اگر بعد از یک سال به گذشته برگردیم می بینیم که ذره ای از دشمنی آمریکا با ملت ایران کم نشده و ذره ای امید به اینکه این دشمنی به پایان برسد وجود ندارد. این ناامیدی که اتفاقاً ناامیدی مبارکی هم هست ، همان چیزی است که امروزه حتی در ادبیات رییس جمهور هم رگه های آن دیده می شود. ناامیدی از جبهه کفر و امید به حق باوران و حق یاوران ، از آموزه های دین مبارک ماست. اصولاً ذات و ماهیت ایران و آمریکا به گونه ای نیست که بتوانند دشمنی با یکدیگر را کنار بگذارند. ما به عنوان هواداران اسلام با تعریف شیعی آن، باید بپذیریم که هواداری از این جبهه باعث برافروختن آتش دشمنی مستکبران و متکبرانی چون آمریکایی ها می شود. تفاوت ریشه ای اعتقادات ایرانی و آمریکایی است که آن ها را رو در روی خود قرار داده و بدون شک هیچ کدام حاضر نیست از ریشه خود دست بردارد چرا که آن موقع دیگر وجود نخواهد داشت! ریشه ایران و ایرانی در عاشورا تعریف می شود و در هیهات من الذله و ریشه آمریکا و دولتمردانش در یزید و یزیدی های تاریخ! و هیچ زمانی عاشوراییان در برابر یزیدیان کوتاه نخواهند آمد. رییس جمهور و دولتمردان ما بهتر است به جای آن که خود را الاف مذاکره با شیطان کنند سعی کنند با تکیه بر توانمندی های داخلی به حل مشکلات و معضلات کشور بپردازند.

 

این روزها هفته دفاع مقدس است و از یاد نبریم که هر چه داریم را مدیون خون شهدا و جانفشانی های ایثارگرانیم. به فدای شور و شین شهدا / اسم رمز یاحسین شهدا / هر که باشیم و به هر جا برسیم / زیر دینیم ، زیر دین شهدا!

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره ۱۵۰ سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

رهبر معظم انقلاب چندین بار نسبت به تغییر کاربری زمین های کشاورزی به خصوص در اطراف شهرها و تبدیل آن ها به سایر کاربری ها ابراز نگرانی کرده و آن را یک خطر جدی زیست محیطی برای امروز و فردای کشور دانسته اند و از مسئولان خواسته اند که جلوی این کار را بگیرند. این پدیده مدت هاست که توسط عده ای افراد سودجو در اطراف شهر کاشمر هم آغاز شده و هر روز شاهد بالا گرفتن تب ویلاسازی در زمین های مزروعی و باغات هستیم. این زمین ها در بسیاری موارد هم در مسیر دلال بازی افتاده و گاه برخی بنگاه های املاک هم به این موضوع دامن می زنند. اما متأسفانه با اینکه می دانیم تخریب زمین های کشاورزی چه خطراتی را برای نسل آینده شهر ما به وجود خواهد آورد اما به نظر می رسد هیچ اراده جدی برای برخورد با این ساخت و سازهای غیرقانونی وجود ندارد. آیا همه کسانی که اقدام به تخریب زمین های کشاورزی و باغ ها کرده اند با مجوز قانونی این کار را انجام داده اند؟! آیا فرمانداری ، جهادکشاورزی ، شورا و شهرداری ، دادستان و دادگستری و اداره اطلاعات این تخلفات واضح و آشکار را نمی بینند؟! بد نیست آقایان مسئول یک روز برای تفریح هم که شده دوری در اطراف شهر بزنند و ببینند چه فاجعه ای در حال وقوع است! البته اگر این گردش خود را از کلاته بزی آغاز کنند که نور علی نور است!!! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

اصولگرایان دیار ترشیز! جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 8:55

سخنی با اصولگرایان دیار ترشیز!

 

بعضی وقت ها آدم تعجب می کند که چطور می شود یک انسان این همه پررو و دغل کار باشد و باز تعجب وقتی بیشتر می شود که ببینی یک دولت و یک رژیم به ظاهر دموکراتیک ، این همه دغل باز و دغل کار و فریب کار باشد! آمریکا که امام راحل ما به حق به آن لقب شیطان بزرگ داده است خودش گروه های تروریستی را تقویت و حمایت می کند و به جان امت اسلام می اندازد و بعد با کمال بی شرمی و بی حیایی به عنوان سردمدار مقابله با تروریست به راه می افتد و برای از بین بردن این دست پرورده های خود ، یار جمع می کند تا به این وسیله بهانه ای کافی برای توجیه تداوم حضور خود در کشورهای مهمی مثل عراق به دست آورده باشد. به فرموده رهبر انقلاب که با روشنگری خود مبنی بر گدایی آمریکا از ایران برای کمک در مساءل عراق آبروی آمریکا را بردند ، شنیدن حرف مبارزه با شیطانک های تروریست از زبان شیطان بزرگ ، یک تفریح واقعی است!!!

 

اصولگرایان دیار ترشیز، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همدلی نیازمندند! این اتحاد قبل از آن که بر محور یک فرد صورت پذیرد باید بر محور یک تفکر و اندیشه واقع شود. این همان درس مهمی است که اصولگرایان کاشمری باید از اصلاح طلبان متحد و منسجم این دیار کسب کنند! هر چند در میان اصلاح طلبان کاشمر، پدرخوانده هایی هستند که حرفشان برای کوچک و بزرگ اصلاح طلب این خطه حجت است اما آن ها هم قبل از آنکه حول محور یک فرد یا چند پدرخوانده متحد شوند، حول محور یک فکر و یک عقیده متحد شده اند. اصولگرایان کاشمر باید قبل از هر چیز به این باور برسند که در سپهر سیاست ، موفقیت تفکر اصولگرایی از موفقیت یک فرد خاص اصولگرا مهم تر است و حاکمیت اندیشه اصولگرایی از حاکم شدن یک فرد که ممکن است خیلی هم برای ما عزیز باشد ، ارزش و اهمیت بیشتری دارد. یک سال دیگر در این ایام شاهد آغاز فعالیت های پیدا و پنهان افراد مختلف برای انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی خواهیم بود. اگر وضع به همین منوال پیش برود و اگر اصولگرایان کاشمر تکانی به خود ندهند ممکن است نتوانند بار دیگر شاهد پیروزی را در آغوش بکشند! پس تا دیر نشده لازم است بزرگان و دلسوزان تفکر اصولگرایی در ترشیز بزرگ گرد هم بنشینند و مطمءن باشند که این وحدت و همدلی است که خواهد توانست بار دیگر آن ها را پیروز میدان کند. اصولگرایان در انتخابات قبلی مجلس نشان دادند که در این دیار، ظرفیت صدهزار رای دارند و با این ظرفیت بزرگ ، غلبه بر حریف کار سختی نخواهد بود!

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 149 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

حالا که آقای شهردار را تب آسفالت گرفته و بلوار جانبازان و خیابان مدرس را دارند آسفالت می کنند - که البته ما امیدواریم این تب همچنان پر حرارت باقی بماند – می گوییم بد نیست که لطف کنند و با همین شور و حرارت سراغ بلوار سید مرتضی(ع) هم بروند و فکری به حال آسفالت افتضاح آن هم بردارند! آسفالت این بلوار در هر دو  مسیر رفت و برگشت ایراد دارد و البته در بسیاری نقاط کارش از ایراد هم گذشته است. جالب است که خود آقایان می گویند بر اساس استانداردها هر نقطه ای که عمر آسفالتش از 15 سال بیشتر باشد خاکی به حساب می آید! این یعنی اینکه نه تنها بلوار سید مرتضی(ع) که بسیاری از کوچه ها و خیابان های شهر ما خاکی است و ما خودمان خبر نداریم! بلوار سید مرتضی هم مسیر رفت و آمد تعداد زیادی از همشهریان است که به ویژه در ایام تعطیلات به اوج خود می رسد و هم مسافران و زائران فراوانی که از سایر شهرستان های استان و کشور به کاشمر می آیند از این مسیر برای رسیدن به امامزاده استفاده می کنند و لذا به نوعی آبروی شهر هم محسوب می شود. بلواری که قرار است یک منطقه ویژه گردشگری و مسیر اتصال حرم تا حرم باشد نباید چنین آسفالتی داشته باشد! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

هفده شهریور دوشنبه هفدهم شهریور 1393 10:24

هفده شهریور و بد نیست بدانید!

 

هفدهم شهریورماه هر سال یادآور قیام خونین ملت مسلمان ایران در روز جمعه هفده شهریور سال 1357 است که در تاریخ انقلاب اسلامی به «جمعه سیاه» مشهور شده است. قیام هفده شهریور که منجر به شهادت تعداد زیادی از مردم و جوانان شد نقطه عطفی در تاریخ مبارزات بی امان ملت با رژیم ستمشاهی است. این قیام تأثیر انکارناپذیری بر تسریع پیروزی انقلاب و متزلزل شدن هر چه بیشتر پایه های رژیم پهلوی داشت. نظامیان و مزدوران طاغوت در این روز با دستور شاه و با حمایت آمریکا ، مردم شرکت کننده در تظاهرات میدان ژاله تهران (میدان شهدای کنونی) را به خاک و خون کشیده و تلاش داشتند با اعمال خشونتی بی سابقه و با به راه انداختن جوی خون ، حرکت سریع انقلاب را متوقف کنند اما غافل از این بودند که خاصیت خون مظلوم این است که پایه های ظلم را سست می کند و نه مستحکم!

              پیکر مطهر تعدادی از شهدای 17 شهریور

روند تحولات پس از واقعه هفده شهریور 57 نشان داد که هر چه خشونت و شدت عمل رژیم طاغوت بیشتر می شد، صلابت و ایستادگی مردم هم به رهبری حضرت امام خمینی(ره) افزون می گشت و همین ایستادگی منجر به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و اضمحلال رژیم شاهنشناهی تنها در حدود 5 ماه پس از قیام خونین 17 شهریور یعنی در 22 بهمن 57 گردید.

در رابطه با حادثه تاریخی 17 شهریور، کتاب های تحللیلی و تاریخی متعددی منتشر شده است. کتاب «تاریخ شفاهی قیام 17 شهریور1357» اثر محمد طحان که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است شما را با این حادثه تاریخی بیشتر آشنا می سازد.

                                             

 نویسنده در این کتاب سعی کرده است با مصاحبه و گفتگو با تعدادی از شاهدان عینی این واقعه مهم تاریخی به بررسی زوایای مختلف آن بپردازد. با مطالعه این کتاب می توانید با متن و حواشی این قیام خونین بیشتر آشنا شوید.

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 148 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

عابربانک یکی از بانک ها کارت بانکی یک نفر را می خورد! اتفاقاً آن فرد مسافر هم هست! اتفاقاً روزی که این عابربانک این کارت را نوش جان می کند روز جمعه هم هست! اتفاقاً آن مسافر می خواهد همان روز از کاشمر برود! حالا اگر آن مسافر پول نقد هم همراه نداشته باشد که دیگر نور علی نور است! تازه اگر دو سه روز هم پشت سر هم تعطیلی باشد که دیگر معرکه است! باید با جیب خالی و احیاناً شکم گرسنه تا روز بعد در کاشمر معطل شود تا بتواند کارت خود را پس بگیرد و یا از خیر آن بگذرد و کارت خود را بسوزاند. به این می گویند ارائه خدمات به زائر و مسافر! وقتی مدعی هستیم که دومین شهر زیارتی استان هستیم و در هر سال پذیرای میلیون ها زائر و مسافر می باشیم باید همه دستگاه ها و نهادها از جمله بانک ها دست به دست هم بدهند تا مشکلی برای مسافران پیش نیاید. مثلاً همین بانک های محترم حالا ما نمی گوییم در روزهای تعطیل یک نفر کشیک بگذارند اما حداقل می توانند یک شماره تلفن از کارمندی که مسئول عابربانک می باشد را در کنار این دستگاه نصب کنند تا اگر چنین مشکلی برای یک مسافر غریب پیش آمد بتواند تماس بگیرد و مشکل خود را حل کند. (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

خیالی نیست ...! پنجشنبه سی ام مرداد 1393 10:13

فرا رسیدن سالروز شهادت جانسوز قرآن ناطق ، کشاف الحقایق ، امام جعفر صادق سلام الله

علیه ، بر پیروان مکتبش تسلیت باد

 


خیالی نیست ...!

 

حضرت امام صادق روحی فداه می فرمایند: چون خدا خير بنده اي را بخواهد او را نسبت به دنيا بي رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و به دنيا بينايش سازد و به هر كه اين خصلت ها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده.اصول كافي، ج 3

 

آمریکا، وحشی گری و ددمنشی خود را در حمایت بی چون و چرایش از رژیم صهیونیستی به نمایش گذاشته است. این رژیم شیطان صفت نشان داده است که به هیچ اصلی از اصول انسانی پایبند نیست و به چیزی جز منافع خود نمی اندیشد و حال ما چقدر باید ساده لوح باشیم که گمان کنیم می شود با این دولت وحشی و شیطانی بازی برد برد داشته باشیم! ما چقدر باید ساده باشیم که رییس جمهور روسیاه این رژیم خون آشام را «مؤدب و باهوش» بخوانیم! مذاکره با آمریکا به نتیجه نمی رسد که نمی رسد! شاید همین است که رییس جمهور ما را عصبانی کرده است و هر از گاه به جای آنکه هر چه فریاد دارد بر سر آمریکا بکشد ، منتقدان داخلی و هموطنان خود را مورد نوازش قرار می دهد! رئیس جمهور ما که رئیس دولت جنایتکار آمریکا را «مؤدب و باهوش» خوانده است، تا کنون منتقدین داخلی را «بیسواد و بزدل» لقب داده و آن ها را حواله به «جهنم» کرده است! خیالی نیست. ما صبر می کنیم و این ها را به حافظه تاریخی خود می سپاریم!

 

مجلس با استیضاح وزیر علوم نشان داد که همچنان به موضوع فتنه 88 حساس است و باید هم چنین باشد. به همان میزانی که باید به موضوع هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ملت ایران حساس بود باید به هشت ماه فتنه تحمیلی و دفاع مقدس ملت در برابر این فتنه هم حساس بود. کسانی که در فتنه 88 نقش داشته اند و با خیانت نابخشودنی خود به تعبیر رهبرانقلاب ، کشور را تا لبه پرتگاه بردند به هیچ وقت لیاقت ندارند که در پست های مدیریتی کشور جا خوش کنند. به امید آن روز که موسوی و کروبی ، این دو جرثومه تباهی و گمراهی ، به جرم افساد فی الارض محاکمه شوند تا محاکمه آنان مرهمی باشد بر دل زخم خورده دوستان انقلاب.

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره ۱۴۷ نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

بعضی ها خیال می کنند همین که یک مکانی را از شهرداری اجاره کردند هر کار دلشان بخواهد می توانند بکنند! مثلاً اگر قسمتی از پارک بسیج را برای راه اندازی وسایل بازی کودکان اجاره کردند هر آهنگی که دلشان خواست می توانند بگذارند و صدای آن را هم آن قدر زیاد کنند که آرامش موجود در پارک را به هم بزند. شورا و شهرداری هم که قربانشان بروم اصلاً انگار نه انگار که نسبت به فرهنگ عمومی شهر و رعایت ضوابط و احکام شرعی در این حوزه مسئولیتی دارند! به پارک می روی که کمی تفریح کنی به یک باره می بینی چنان آهنگ تند و زننده ای که شکی در حرام بودن آن نیست از بلندگو پخش می شود که مجبور می شوی بین دین و ایمانت و یا تفریح و سرگرمی یکی را انتخاب کنی! چرا در نظام جمهوری اسلامی و در شهر مذهبی کاشمر این گونه افراد اجازه داشته باشند برای جذب مشتری، ضوابط شرعی را زیر پا بگذارند؟! چرا خانواده های مذهبی نباید بتوانند به راحتی از امکانات تفریحی شهر استفاده کنند؟! چرا شورا و شهرداری بی تفاوت است و با این گونه مستأجران خود برخورد نمی کند و جلوی آن ها را نمی گیرد؟ قطعا آن ها می توانند جلوی این گونه اقدامات ساختارشکنانه را بگیرند فقط کمی عِرق دینی و شرعی می خواهد و بس! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

بازخوانی عامل مهم شکست مشروطه سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 12:53

بازخوانی عامل مهم شکست و انحراف جنبش مشروطیت؛

 

کنار زدن علما و روحانيت ، عامل اصلي شکست انقلاب مشروطه

 

محمد فيض عارفي

چهاردهم مرداد ماه سالروز پيروزي انقلاب مشروطه و امضاي فرمان مشروطيت از جانب مظفرالدين شاه قاجار در سال 1285 هجري شمسي است.

انقلاب مشروطه نقطه عطفي در تاريخ ايران به شمار مي آيد که علي رغم اتفاقات تلخي که منجر به شکست آرمان هاي اصيل و ابتدايي آن شد اما به هر حال گامي به جلو بود که عبرت ها و درس هاي فراوان براي آيندگان و فرزندان انقلابيون مشروطه به جا گذاشت. درس هايي که بعد ها به همراه آن چه ملت از حوادث آتي همچون روي کار آمدن ديکتاتوري سياه پهلوي در 1304 ، حوادث شهريور 20 ، کودتاي 28 مرداد 32 و قيام 15 خرداد 42 آموختند منجر به پس دادن امتحاني بزرگ همچون انقلاب اسلامي 57 و سرافراز بيرون آمدن ملت مسلمان ايران از اين آزمون بزرگ تا به امروز شد.

ريشه هاي انقلاب مشروطه

با نگاهي به مشروطه و حوادث آن در مي يابيم که اين انقلاب به عنوان اولين گام جدي و ملي به سوي عدالت طلبي در دوران استبداد قجري ، ريشه در انديشه و تاريخ اين مرز و بوم دارد و به سادگي نمي توان نقطه آغازي براي آن معرفي کرد. ايراني شيعي در هميشه تاريخ آماده حق طلبي و عدالت خواهي بوده ، شيعه ايراني که سال هاي سال داستان هاي حکومت سراسر عدالت امام اول خود را براي فرزندانش بازگو کرده و قرن ها بر مصيبت هاي امام سوم خود که براي حق و عدالت سر و جان و فرزند داده ، اشک ريخته ، هماره اين آمادگي را داشته است که با کوچک ترين جرقه اي که از آن بوي حرکت به سمت عدالت گستري به مشام برسد قيام کند و خود را از قيد ظلم و ذلت و استبداد برهاند.

از آنجا که حرکت ملت در انقلاب مشروطه ريشه در آيين و انديشه مذهبي آنان داشته به راحتي مي توان حدس زد که نگاهش در اين حرکت به کلام و رفتار متوليان دين و مذهب يعني علما و روحانيت بوده باشد. هر چند گروه هاي مختلفي در اين انقلاب دخيل بودند ، گروه هايي همچون منورالفکرهاي فرنگ رفته و بازاريان آسيب ديده ، اما آنچه مردم را به صحنه آورد نه صحبت هاي به اصطلاح روشن فکرانه از فرنگ برگشته ها بود و نه سعي و تلاش بازاريان ستم ديده ، بلکه اين حضور و حمايت علماي برجسته روزگار از اين انقلاب و حرکت بود که توانست مردم را متقاعد کند که به صحنه بيايند. (به ادامه مطلب توجه فرمایید)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

آرمانی که موج می زند... یکشنبه پنجم مرداد 1393 23:9

عید سعید فطر را با یاد و خاطره ملت مسلمان و مظلوم فلسطین و به

یاد اشک های مادران فلسطینی گرامی می داریم


آرمانی که موج می زند...

 

عید فطر امسال را چگونه می شود جشن گرفت در حالی که پاره تن اسلام آماج حملات سفاکانه رژیم کودک کش اسرائیل قرار دارد؟ چگونه می توان شاد بود در حالی که کودکان فلسطینی در پیش چشم پدران و مادران خود تکه پاره می شوند. امسال اسرائیل وحشی و خون آشام ، طعم عید را در کام امت اسلام تلخ کرده است. شکی نیست که این روزها دل پیامبر اسلام از جنایاتی که بر امتش وارد می شود خون است. این روزها قلب صاحب الزمان(عج) خون است و ما فقط و فقط امیدمان به عنایت اوست.

 

روز قدس امسال، ملت ایران با حضور خیره کننده در راهپیمایی دشمن شکن خود نشان دادند که آرمان رهایی قدس که یادگار امام راحل(ره) است همچنان در میان این ملت موج می زند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب ، خروش عظیم ملت نشان داد که شعار کوته فکرانه نه غزه نه لبنان... جایی در این مرز و بوم ندارد. ملت ایران نشان دادند که آنچه برای آنان اولویت دارد مصالح بلندمدت امت اسلام است نه منافع زودگذر مادی. ملت ایران نشان داد که دیگر یک ملت مظلوم و مستضعف نیست بلکه خود حامی اصلی مظلومان و مستضعفان دنیاست.

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره ۱۴۶ نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

ما که دیگر از بس نوشته ایم خجالت می کشیم دوباره مطرح کنیم! احتمالاً مسئولان محترم هم از بس شنیده اند و خوانده اند آن ها هم خجالت می کشند چرا که مدتی است دیگر حتی حرفش را هم نمی زنند! موضوع سگ های ولگرد را می گویم! البته حالا در برخی نقاط شهر دیگر نباید گفت سگ های ولگرد بلکه باید گفت «گله سگ های ولگرد» چرا که گاه می بینی این سگ های ولگرد محترم دیگر نه تنهایی بلکه به صورت دسته جمعی و خانوادگی در سطح شهر به راه افتاده و به قدرت نمایی می پردازند و نشان می دهند که هیچ مسئولی حریف آن ها نیست! وجود این سگ های ولگرد نه تنها باعث زشت شدن چهره شهر شده بلکه از آن مهمتر این است که آرامش روحی و روانی شهروندان را به هم می ریزد. شما تصور کنید یک خانم به همراه فرزندش در حال راه رفتن باشد که به یک باره یک و یا چند سگ ولگرد از جلوی آن ها بیرون بیایند و حالا هر چه هم این حیوانات بی زبان، بی آزار باشند باز هم روح و روان و اعصاب آن ها را به هم می ریزند و حالا چه کسی می خواهد پاسخگوی این خسارات باشد خدا می داند! البته مسئولان محترم حق دارند، چرا که شاید تا حالا سگ ولگردی از جلوی زن و بچه آن ها بیرون نیامده است! شاید اصلاً زن و بچه آن ها پیاده راه نمی روند که سگ ولگردی از جلوی آن ها درآید!!! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

الجار، ثم الدار چهارشنبه یکم مرداد 1393 23:35

الجار، ثم الدار...!

 

                           

هر گاه صحبت از حمایت ملت ایران از ملت مظلوم و مسلمان فلسطین می شود عده ای با بیان این ضرب المثل اشتباه و مغایر با آموزه های اسلامی که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، مدعی می شوند که ما باید فقط به فکر ملت خود باشیم!  کسانی که این گونه تفکراتی دارند یا با ابتدایی ترین آموزه های اسلامی آشنایی ندارند و یا عقده های آن ها عقیده های آن ها را تحت تأثیر قرار داده است! آیا این تفکر بر خلاف فرموده حضرت زهرا سلام الله علیها نیست که الجار ثم الدار؟! مگر ما پیروان همان پیامبری نیستیم که فرمود هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود و به یاری اش نشتابد مسلمان نیست؟ مگر ما شیعیان همان امیرالمؤمنینی نیستیم که فرمود کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا؟ مگر نه اینکه از نظر اسلام هیچ  تفاوتی بین مسلمان ایرانی و مسلمان فلسطینی وجود ندارد؟ مگر نه اینکه اسلام و قرآن به هیچ عنوان این مرزهای خودساخته ما را به رسمیت نمی شناسد؟! از نظر اسلام آنچه مهم است انسان است و مسلمان ، و تأکید بر اینکه ابتدا به فکر ایرانی ها باشیم ادامه همان تفکر احمقانه ایست که شعار می داد : نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران! این تفکرات برخواسته از ناسیونالیسمی است که مروج آن غربی هایی هستند که اتحاد مسلمانان بیش از همه منافع آن ها را مورد خطر قرار می دهد. آنچه مسلم است این که امروز دفاع از مردم فلسطین یک وظیفه اسلامی است و هر کس ذره ای در این مورد تردید کند بلاشک با اسلام آشنا نیست و ذره ای از معارف اسلامی بهره نبرده است! خیلی جالب است که عقده های سیاسی، عده ای را آنچنان کور کرده که حاضر نیستند حقیقت را ببینند. درست است که ما در کشور خود با مشکلات متعددی به ویژه در مسائل اقتصادی دست و پنجه نرم می کنیم اما آیا واقعاً میزان مشکلات و به قول برخی آقایان میزان مظلومیت ملت ما به اندازه میزان مظلومیت مردم غزه است؟! آدم از این می ترسد که نکند خدای نخواسته ناشکری این افراد کوته فکر ، دامن همه ما را بگیرد! چه زیبا دعا کرد مرحوم دکتر شریعتی که: «خدایا عقیده های ما را از دست عقده های ما مصون بدار»

 

مطلب ذیل با اندکی تغییر به قلم اینجانب در شماره 145 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

بد نیست بدانید که:

نرخ بیکاری در استان خراسان رضوی کمتر از سایر نقاط کشور است و أیضاً نرخ بیکاری در کاشمر کمتر از سایر نقاط استان! باور کنید این را ما نمی گوییم، اصلاً ما را چه به اینکه این طور ادعاها داشته باشیم؟! این آمار را خود آقای استاندار گفتند، خود خودشان. ما با همین دو گوش خودمان این را از خود ایشان شنیدیم! ولی وقتی ایشان این را گفتند ما با خودمان گفتیم احتمالاً آقای استاندار، نرخ دستشان نیست و گرنه اگر نرخی که دست ایشان است درست است پس عجب ملت بیکاری داریم ما! وقتی نرخ بیکاری در استان ما کمتر از باقی استان هاست و وقتی نرخ بیکاری در کاشمر ما کمتر از سایر شهرستان های استان است پس ببینید مردم سایر شهرهای کشور چقدر بیکارند که بیکاران کاشمری تازه کم هم هستند! ما که به خیلی از خانه ها در کاشمر نگاه می کنیم می بینیم یک جوان تحصیلکرده سربازی رفته دم بخت بیکار دارند! حالا معنی اینکه نرخ بیکاری در کاشمر کم است را ما دیگر با این درک کم خودمان درک نمی کنیم! (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |

نفس تازه کنید... سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 22:59

فرا رسیدن سالروز شهادت جانسوز امیرالمؤمنین و مولی الموحدین

 

حضرت امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه بر پیروانش تسلیت باد

 


 

نفس تازه کنید...

 

 

رهبر معظم انقلاب در دیدار چند روز پیش خود با مسئولان نظام ، بار دیگر بر حمایت خود از دولت تأکید کرده و همچون همه دولت های گذشته خواستار حمایت و کمک به دولت برای انجام وظایف سنگینی شدند که بر دوش آن قرار دارد. شکی نیست که این حمایت، پشتوانه ای قوی برای دولتمردان است تا در مسیر حل مشکلات مردم گام هایی اساسی بردارند و قطعاً این حمایت بی شائبه ای که رهبر انقلاب همانند دولت های قبلی از دولت فعلی دارند بهانه را برای کم کاری و ادعای اینکه نمی گذارند کار کنیم از همه مسئولان اجرایی کشور می گیرد کما اینکه خود حضرت آقا هم در این دیدار ادعای «نمی گذارند کار کنیم» را ادعایی غیر قابل قبول توصیف کردند.

 

 

صهیونیست ها این بار هم همچون همیشه ، وحشی و خونریز ظاهر شده اند و سازمان های بین المللی و مدعیان حقوق بشر نیز این بار هم همچون همیشه نه تنها سکوت که از جنایت و خونریزی ددمنشان صهیونیست دفاع می کنند! تو گویی قانون جنگل بر دنیای ما حاکم است! آمریکا و سایر نوچه هایش ، شلیک موشک از غزه به سمت اسرائیل را محکوم می کنند اما از شلیک موشک از سوی اسرائیل به غزه دفاع می کنند!!! برای تبیین ماهیت اسرائیل فقط باید به یک تعبیر متوسل شد و آن همانی است که حضرت روح الله فرمود که اسرائیل «غده سرطانی» است! با غده سرطانی نمی توان مذاکره کرد! غده سرطانی را باید ریشه کن کرد! ... سفر دشت غریبی است، نفس تازه کنید/ آخرین جنگ صلیبی است، نفس تازه کنید!

 

 

مطلب ذیل به قلم اینجانب در شماره 144 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:

 

بد نیست بدانید که:

سد معبر بد است، خلاف شرع و قانون است. حالا هر کس می خواهد و با هر چه که می خواهد سد معبر کند همین بدی را دارد و خلاف است. چطور می شود که اگر یک مغازه دار کمی از اجناس خود را در پیاده رو بگذارد، مأموران اجرایی شهرداری با او برخورد می کنند و آن وقت در برخی نقاط شهر ما از جمله در خیابان بهبودی، در مقابل برخی بنگاه های خرید و فروش خودرو ، خیلی راحت با پارک انواع خودروها در داخل پیاده رو، محل رفت و آمد مردم را سد می کنند و نه شهرداری و نه نیروی انتظامی چیزی به آقایان نمی گویند که نکند به تریج قبایشان بربخورد؟!!! پیاده رو و حاشیه خیابان بهبودی در خیلی مواقع در قرق همین بنگاه های خودروست و متأسفانه نه شهرداری و نه نیروی انتظامی به وظیفه خود در برخورد با متخلفان عمل نمی کنند و شهروندان و به خصوص ساکنان این خیابان برای رفت و آمد خود با مشکل مواجه هستند. (به ادامه مطلب توجه فرمایید)

یاعلی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد فيض عارفي  | لینک ثابت |