تبليغاتX
کاشمرنامه
ميلاد امام مهرباني پنجشنبه هفتم آبان 1388 15:6

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد ...

السّلام عليك يا علي بن موسي الرّضا

ميلاد با سعادت امام مهرباني ها و پناه دلتنگي ها بر دلباختگان جمال و كمالش مبارك

شعر زير تقديم به همه آناني كه كبوتر دلشان در هواي حرم مي پرد

اين شعر از قيصر شعر انقلاب مرحوم قيصر امين پور است و از قضاي روزگار ، هشتم آبان ماه مصادف با سالروز درگذشت او هم مي باشد. روحش مهمان امام رئوف بادا.

چشمه های خروشان تو را می شناسند

موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

 ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی

 هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست

ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گرچه روی از همه خلق پوشیده داری

آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد

چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

لسان الغيب ملت ايران دوشنبه بیستم مهر 1388 12:56

فرا رسيدن سالروز شهادت رئيس مكتب تشيع ، كشاف الحقايق ، قرآن ناطق

حضرت امام جعفر صادق سلام الله عليه

بر همگان تسليت باد


لسان الغيب ملت ايران

امروز بيستم مهرماه روز بزرگداشت شاعر پرآوازه ي ايران اسلامي ، لسان الغيب ملت ايران، « حافظ شيرازي » است.

استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب « عرفان حافظ » مي نويسد : ... يادم نيست من در كجا خواندم كه اين لقب « لسان الغيب » را كه به حافظ داده اند مال عصرهاي متأخر نيست ، از همان زمان هاي قدايم به او لسان الغيب مي گويند. اگر اين حرف درست باشد ، قرينه ديگري است كه اين مرد از همان زمان خودش به عنوان يك مرد عارف اهل معنا شناخته مي شده به طوري كه اساساً او را زبان غيب مي دانسته اند يعني اينجور فكر مي كردند كه اين شعرها را كه او سروده ، او نبوده به عنوان يك بشر كه بسرايد ، بلكه از غيب به زبان او جاري مي شده است ؛ چنين اعتقادي داشتند. از تاريخ حافظ هر چه كه ما مطالعه كنيم ، اين مطلب روشن مي شود كه حافظ يك مردي بوده در زيّ علما و البته در عين اينكه يك عارف بوده ( نزديكانش او را به صورت يك عارف مي شناخته اند اما نه به صورت يك درويش و صوفي حرفه اي ) بيشتر به عنوان يك عالم معروف بوده است.

نديدم خوشتر از شعر تو حافظ

به قرآني كه اندر سينه داري

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

دو خرده بر آواي كاشمر چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 16:33

يك خبر داغ :

مهندس سيد مهدي احمدپناه ، رئيس شوراي شهر كاشمر از رياست و عضويت در شوراي شهر استعفا داد.به اين ترتيب دكتر غلامرضا جعفرپور عضور علي البدل شوراي شهر وارد اين شورا خواهد شد.احمدپناه امشب ،( چهارشنبه شب) براي آخرين بار در جلسه شورا حاضر شد و به همين علت جلسه امشب شورا به صورت غير علني برگزار گرديد و از ورود خبرنگاران نيز جلوگيري شد.


دو خرده بر آواي كاشمر ............. تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد!

-          به نظر مي رسد سيلي ملت بر صورت مدعيان اصلاحات در 22 خرداد ، آن چنان محكم و قاطع بوده است كه هوش و حواس را از سر آنان برده و ايشان را به تناقض گويي و تضاد در حرف و عمل كشانده است!

نشريه به اصطلاح اصلاح طلب آواي كاشمر در شماره اخير خود در قسمت « در خبرها نيامده بود » خواستار حفظ قداست علم و كلمه « آية ا... » شده است و اين سؤال را مطرح كرده كه آيا ما حق داريم تحت هر شرايط به مراجع تقليد توهين كنيم؟

صرف نظر از توهين هايي كه در دوره حاكميت اصلاح طلبان در اين مملكت به مراجع تقليد و حوزه هاي علميه شد كه از آن جمله مي توان به اراجيف هاشم آغاجري در اهانت به ساحت حوزه هاي علميه و علماي دين اشاره كرد‌، اينك سؤال ما از ساكنان مجتمع آوا اين است كه آيا آن روز كه در آستانه انتخابات اخير ، حسن رسولي در جمع اصلاح طلبان كاشمر ، بدون اينكه درس حوزه خوانده باشد خود را اسلام شناس فرض كرد و به خود اين جرأت را داد كه براي اسلام ناب و اسلام آمريكايي مصداق و معيار معرفي كند و با بي شرمي و بي پروايي ، عالم بزرگي همچون آية ... مصباح يزدي را كه به تصريح رهبر معظم انقلاب ، اينك جاي خالي مطهري را پر كرده است ، مصداق اسلام آمريكايي خواند و هيچ كدام از مدعيان اصلاحات حاضر در اين نشست كوچكترين اعتراضي به او نكرد ، قلم به دستان آواي كاشمر كجا بودند و چرا زبان در كام گرفتند و چشم بر اين حقايق بستند؟!

آيا اينان اگر در ادعاي خود مبني بر لزوم پاسداشت مقام علماي دين صادقند نمي بايست به اين جسارت و اهانت بي شرمانه حسن رسولي خرده مي گرفتند؟!! آواييان نه تنها چنين نكردند كه در چند شماره بعد عكس بزرگي از رسولي را در صفحه نخست خود به چاپ رساندند و مصاحبه اي اختصاصي با وي انجام دادند!

 

-          نشريه فوق الذكر در ستون « هشت روز هفته » هم فريادش از برخي اهانت ها به بيت امام (ره) بلند شده و از برخي تلاش ها براي حذف تفكر امام راحل (ره) ابراز نگراني كرده است!!!

قبل از هر چيز اين را بگويم كه بنده به هيچ وجه من الوجوه موافق كوچكترين جسارت و اهانتي به بيت شريف حضرت امام (ره) نيستم و يكي از شخصيت هاي محبوب من ، سيد حسن خميني است و بنده اين افتخار را داشته ام كه يك بار او را ملاقات كرده و پشت سر وي نماز خوانده ام.

اما آنچه جاي تعجب است اينكه چگونه عوامل آواي كاشمر از اهانت به بيت امام ناراحت مي شوند و از تلاش برخي براي حذف تفكر ايشان نگران ، اما در برابر تلاش مذبوحانه اي كه عده اي از اصلاح طلبان روزه خوار در روز قدس براي حذف تفكر امام داشتند سكوت پيشه مي كنند؟ دفاع از آرمان قدس و فلسطين يكي از پايه هاي اصلي و انكارناپذير تفكر خميني كبير ( روحي فداه ) است. اما امسال و در روز قدس با چراغ سبز بزرگان اصلاح طلب همچون موسوي و خاتمي و ... عده اي روزه خوار به جاي شعار « مرگ بر اسرائيل » شعار « نه غزه ، نه لبنان » سر دادند كه در تضاد مستقيم با افكار نوراني آن پير سفر كرده است! و بدتر اينكه اين اقدام مذبوحانه با سكوت خائنانه سران فتنه انگيز اصلاحات همراه شد!

به راستي آيا اهانت به اعضاي بيت امام بدتر و خطرناك تر است يا جسارت و اهانت به افكار ايشان؟

سكوت آواي كاشمر را در اين شماره در قبال اين اقدام دشمن شاد كن چگونه به قضاوت بنشينيم؟! آيا سكوت ايشان به معناي رضاست؟!!!

اين ها را گفتيم تا : سيه روي شود هر كه در او غش باشد!

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

پيشوايان عزت بخش یکشنبه دوازدهم مهر 1388 17:1

از ديپلماسي عزتمندانه دولت دهم تا ارادت ملت ايران به پيشوايان عزت بخش

-          ديپلماسي فعال و سياست خارجي مبتكرانه جمهوري اسلامي اين روزها جزء مهمترين اخبار رسانه هاي گروهي دنياست.

دولت دهم در ابتداي فعاليت خود گام هاي مثبتي را در دفاع از عزت و حقانيت ملت مسلمان ايران برداشته است.

اهميت اين سياست خارجي مقتدرانه زماني بيشتر مشخص مي شود كه برگرديم به چند سال گذشته. هنوز از ياد نبرده ايم زماني را كه دولت اصلاحات شعار تنش زدايي سر مي داد و رئيس آن دولت ، ايده ي گفتگوي تمدن ها را مطرح كرده بود و نتيجه ي اين تنش زداي اين شد كه وزراي خارجه سه كشور اروپايي به تهران آمدند و تعليق فعاليت هاي صلح آميز هسته اي را بر دولت اصلاحات تحميل كردند و مدعيان اصلاحات با اين نرمش و عدم ايستادگي در برابر خواسته هاي نامحدود غربي ها ، گرد يأس و نوميدي را در فضاي علمي كشور و به ويژه در ميان دانشمندان هسته اي جوان اين مرز و بوم پراكندند.

اما امروزه مواضع دولت و به ويژه شخص رئيس جمهور احمدي نژاد كه اينك به پشتوانه 25 ميليون رأي بي سابقه ي ملت در مجامع بين المللي حاضر مي شود اجازه ي زياده خواهي را به مستكبران عالم نمي دهد.

برگزاري مذاكرات ايران با كشورهاي 1+5 در ژنو آن هم با محوريت بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي حاكي از به دست گرفتن ابتكار عمل توسط ايران است. نكته ي جالب اينجاست كه پس از برگزاري مذاكرات ژنو به اذعان بسياري از كارشناسان و رسانه هاي بيگانه اين ايران بود كه راضي تر از ساير كشورها ديده مي شد و اين نشان اين است كه در برابر زورگويان نبايد تدافعي عمل كرد و سخن از تنش زدايي گفت. البته ما به هيچ وجه موافق تنش زايي هم نيستيم اما در برابر مستكبران و زورگويان بايد با سياست خارجي تهاجمي وارد ميدان شد.

كاري كه احمدي نژاد با طرح برخي مسائل از جمله هولوكاست به خوبي از عهده ي آن برآمد و امروز شاهد نتايج درخشان اين سياست خارجي فعال و پويا و ديپلماسي مبتكرانه هستيم.

همه بايد بدانند كه ملت ايران با داشتن الگوهاي عزت آفرين و عزت بخش خود به هيچ وجه تن به ذلت و خواري نخواهند داد. ملت مسلمان ايران الگوهايي چون حسين و ابالفضل (ع) دارند كه از آنان آموخته اند كه در برابر ظالمان بايد ايستادگي كرد.

خبر زير هم نشاني ديگر از ارادت مردم به پيشوايان عزت بخش :

 

-          بر اساس اعلام سازمان ثبت اسناد كشور « ابوالفضل » بیشترین نامی است که ایرانیان برای فرزندان ذکور خود انتخاب می کنند به طوری که در ۱۶ استان کشور « ابوالفضل » بیشترین تعداد اسامی پسران متولد سال ۸۷ را به خود اختصاص داد.

ابراهیم رشیدی مدیرکل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال روز شنبه در گفت  و گو با ایرنا افزود: اسامی ۵ گانه « ابوالفضل، امیرحسین، علی، امیرمحمد و مهدی » برگرفته از اسامی مبارک ائمه اطهار و معصومان (ع) بین دیگر اسامی به عنوان ۵ نام برتر معرفی شده که خانواده های ایرانی برای فرزندان پسر تازه متولد خود در سال ۸۷ برگزیدند. وی همچنین تصریح کرد: ۵ اسم دیگر هم چون امیررضا، محمد مهدی، امیرعلی، رضا و حسین نیز در ردیف پنجم تا دهم انتخاب خانواده های ایرانی برای نامگذاری فرزندان ذکور، دارای بیشترین فراوانی در سال ۸۷ بوده است.

رشیدی اظهار داشت: آمار سازمان ثبت احوال نشان می دهد که استان تهران با انتخاب ۴ هزار و ۵۶۸ مورد، خراسان رضوی با ۳ هزار و ۴۵۵ و استان خوزستان با دو هزار و ۴۵۷ مورد اسم « ابوالفضل » بیشترین فراوانی را در انتخاب این اسم برای فرزندان ذکور به خود اختصاص دادند.

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

نيمه پر ليوان ورزش! چهارشنبه هشتم مهر 1388 17:49

نيمه پر ليوان ورزش!

علي آبادي از سازمان تربيت بدني رفته است و به نظر من هم خوب شد كه رفت. البته علت موافقت من با تغيير رئيس  ورزش كشور صرفاً به خاطر نتايج ضعيف و آن چيزهايي كه مخالفان و منتقدان علي آبادي مي گفتند نيست بلكه من معتقدم قبل از اينكه بخواهيم در مورد كارنامه كاري يك مدير قضاوت كنيم وقتي مي بينيم كه مردم و اقشار مختلف جامعه بنا به هر دليلي با تداوم مديريت يك مدير موافق نيستند لزومي نداردكه ما بر ماندن او اصرار كنيم به ويژه زماني كه افراد توانمند ديگري هستند كه جاي او را پر كنند و البته اين را نيز قبول دارم كه اين موارد نبايد منجر به تضعيف و عدم قاطعيت رئيس جمهور يا هر مسئول عالي رتبه اي بشود.

بگذريم. در زماني كه علي آبادي رئيس تربيت بدني بود بسياري از منتقدان دلسوز و همچنين مخرباني كه به دلايل و انگيزه هاي سياسي انتقاد مي كردند استنادشان به نتايج ضعيف تيم هاي ورزشي و ورزشكاران كشور در صحنه هاي بين المللي بود.

هر چند در مورد برخي رشته هاي ورزشي همچون فوتبال اين انتقادات صدق مي كرد اما هيچ گاه مخالفان و منتقدان به نتايج خوبي كه توسط ساير ورزشكاران گرفته مي شد اشاره اي نداشتند. در روزهاي اخير شاهد موفقيت هاي خوبي در ورزش كشور هستيم. اين كه كشتي فرنگي كشور براي اولين بار در عمر پنجاه ساله خود نائب قهرمان جهان مي شود و يا كشتي گيران آزاد مقام سومي جهان را به خود اختصاص مي دهند و يا اينكه كاراته كاران كشور پس از ده سال به سلطه ي ژاپن در اين رشته در قاره ي كهن پايان مي دهند ، آيا نتيجه مديريت خوب در اين رشته ها در چند سال اخير نيست؟

چگونه است كه عدم موفقيت مثلاً تيم ملي فوتبال در راهيابي به جام جهاني از ضعف مديريت ورزش كشور و در رأس آن رئيس سازمان تربيت بدني حكايت مي كند اما موفقيت هاي ورزشي در رشته هاي مختلفي همچون واليبال ، بسكتبال ، كشتي و كاراته حاكي مديريت خوب نيست؟!

البته بنده هم اين را قبول دارم كه فوتبال به دليل كثرت هواداران و حساسيتي كه در جامعه بر روي آن وجود دارد از اهميت خاصي برخوردار است اما حرف من فقط اين است كه در قضاوت هاي خود نيمه پر ليوان را هم ببينيم.

رئيس سازمان تربيت بدني در دولت دهم تغيير كرد و باز هم مي گويم كه خيلي خوب شد كه تغيير كرد اما اي كاش ما هم نگاه و نوع قضاوت خود را تغيير بدهيم .

                                                                                                                      ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

مرد ۲۵ ميليوني ايران با دست پر آمد یکشنبه پنجم مهر 1388 16:29

مرد ۲۵ ميليوني ايران با دست پر آمد

احمدي نژاد همچون چهار سفر گذشته به سازمان ملل اين بار هم با دست پر از سفر نيويورك بازگشت. او كه به پشتوانه حضور 40 ميليوني ملت در انتخابات و كسب رأي بي نظير و خيره كننده 25 ميليوني و نيز افتخار كسب تنفيذ مقام ولايت مطلقه فقيه به عنوان نماينده ملت بزرگ ايران راهي اجلاس سازمان ملل شده بود با حضور فعال خود توانست بار ديگر سخن حق ايرانيان را به گوش جهانيان برساند.

خدا را شاكريم كه رئيس جمهوري داريم كه منفور آمريكا و اسرائيل است و خدا را شاكريم كه رئيس جمهورمان به جاي سخن گفتن از ايده منفعلانه گفتگوي تمدن ها ، سخن از تمدن برتر مهدوي مي گويد و جهانيان را به آن آرمان شهر الهي مژده مي دهد.

اين روزها يادآور دلاورمردي هاي ملت بزرگ ايران در هشت سال دفاع مقدس است. چه بگوييم كه زبان قاصر است از تجليل آن همه رشادت ها و جانفشاني ها و به راستي كه چه وظيفه ي سنگيني بر دوش ماست! از ياد نبريم كه آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي بكنند و گرنه يزيدي اند.

روزنامه خراسان به مناسبت اين ايام ويژه نامه اي با عنوان « سند عزت » منتشر كرده است كه جالب است و خواندني. البته نواقص و كمبودهايي نيز در اين ويژه نامه به چشم مي خورد كه از آن جمله مي توان به جاي خالي بررسي كتب دفاع مقدس اشاره كرد. در صفحات 28 و 29 ويژه نامه ، مطلبي در ارتباط با سردار شهيد عليرضا عاصمي به چاپ رسيده كه در آن گفتگويي با سردار شاهويسي انجام شده است. سردار شاهويسي در اين مصاحبه محل تولد عاصمي را به اشتباه شهرستان بيرجند عنوان كرده است كه البته بنده با بچه هاي روزنامه تماس گرفتم و خواهان اصلاح آن شدم.

امروز هشتم شوال و مصادف با سالروز تخريب قبور ائمه بقيع عليهم السلام به دست وهابيان متعصب و وابسته به انگلستان است. وهابيت حاصل خيانت و توطئه استعمارگر پير ، انگليس مكار است كه مي خواست با ايجاد چنين فرقه ي منحرفي در بين مسلمانان علاوه بر ايجاد تفرقه در ميان آنان ، چهره اي خشك و متعصب و بي منطق از اسلام به نمايش بگذارد. امروز وهابيت نه تنها دشمن تشيع كه دشمن اهل سنت هم هست و بهتر است بگوييم اين فرقه ضاله در واقع دشمن اسلام است. به اميد روزي كه منجي جهان ظهور كند و خيانت پيشه گان را به سزاي اعمالشان برساند.

سپري مي شود اين ظلم ، عدو مي بازد

مي رسد آنكه خداوند به او مي نازد

باشد آن روز ببينند همه خلق جهان

در بقيع ، حضرت مهدي (عج) حرمي مي سازد

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

از لطايف خباز تا دلگرفتگي اول مهر! چهارشنبه یکم مهر 1388 15:48

از لطايف خباز تا دلگرفتگي اول مهر و درگذشت امام جمعه اسبق كاشمر!

- راه يافته ی شهرمان به مجلس هشتم در مصاحبه اخير يا همان رپرتاژ آگهي كه به دوستان خود در نشريه به اصطلاح اصلاح طلب آواي كاشمر اهداء كرده اند ، ضمن افتخار به اصلاحاتي بودن خود در اظهارنظري طنزگونه چنين گفته اند كه :‌ « اصلاحات همچون خورشيدي است كه گاه تكه ابري ممكن است جلوي نورافشاني آن را بگيرد اما اين تكه ابر رفتني است و خورشيد پشت ابر پنهان نمي ماند. »

ايشان با افتخار از اصلاحاتي سخن مي گويند كه مردم در انتخابات اخير براي ششمين بار متوالي دست رد بر سينه آنان زدند! و ظاهراً منظور ايشان از خورشيد همان سيصدهزار رأي دبيركل حزب متبوع و نامزد مورد حمايت ايشان است و منظور از تكه ابر هم همان 25 ميليون رأي رئيس جمهور احمدي نژاد!

به راستي وقتي بزرگان اصلاحات كه خرده ريزه هاي اصلاح طلب ، تفكرات و ايده هاي آنان را حفظ مي كردند و به خورد مردم مي دادند ، اين گونه پر و بالشان ريخته مي شود و از گذشته خويش نادم و شرمسار ملت مي گردند ، ديگر حرف حساب افرادي همچون راه يافته كاشمر به مجلس هشتم و يا ساكنان مجتمع آوا چيست؟ وقتي افراد برجسته اصلاح طلب و ايدئولوگ هاي آنان ، همچون سعيد حجاريان ، محمد علي ابطحي ، عطريانفر ، هدايت آقايي و ... گذشته ي اصلاحات را يك افتضاح مي دانند و نه يك افتخار ، به راستي كه بايد به جناب خباز و اعوان و انصار ايشان گفت كه : جايي كه عقاب پر بريزد / از پشه ي لاغري چه خيزد؟!

- امروز براي تهيه خبر و گزارش از مراسم آغاز سال تحصيلي جديد در معيت امام جمعه شهرستان و رئيس اداره آموزش و پرورش راهي هنرستان شهيد مدرس ، راهنمايي زينب و دبستان توحيد شديم.

خاطرات دوران دانش آموزي تجديد شد و بدجور دلم گرفت. به خصوص در دبستان توحيد با ديدن دختركان معصوم و كوچك و بازيگوش. يادش بخير زماني كه ما هم دانش آموز بوديم. شايد آن زمان هيچ گاه باورمان نمي شد كه روزي حسرت روزهاي مدرسه را بخوريم.

خوشا به حال پسران ودختركاني كه تمام هم و غمشان نوشتن مشق ها و ياد گرفتن املاء و رياضي است! بي خبر از همه جا ، بي خبر از سياست و نامردي هايش، بي خبر از مشكلات ريز و درشت زندگي.

كاش ما هم در همان دوران كودكي ميمانديم. اما : شور و حال كودكي برنگردد دريغا / قيل و قال كودكي برنگردد دريغا!

در اين ابتداي ماه مهر برخودم لازم مي دانم كه ياد معلمان و اساتيد درگذشته ام را گرامي بدارم. مرحوم نيازي مدير دبستان شهيد هاشمي نژاد ، مرحوم افشاري معلم كلاس سوم ابتدايي ، مرحوم وزيري معلم كلاس پنجم ابتدايي كه هنوز چهلمش نشده است، مرحوم رجايي معلم ديني دوران راهنمايي ، مرحوم دكتر ابوالفضل نبئي و مرحوم دكتر سيد محمد نظري هاشمي اساتيد گرانقدرم در دانشگاه فردوسي مشهد.

و نيز براي تمامي معلمان و اساتيدي كه در قد حيات مي باشند آرزوي سلامتي و طول عمر دارم. به خصوص براي آقاي سجادي معلم كلاس اول ابتدايي كه در اول مهر سال 67 در كلاس پر مهر و محبتش در مدرسه هاشمي نژاد قلم به دست گرفتم و آخرين بار چندماه پيش ديدمش و همين كه خودم را معرفي كردم پس از گذشت 21 سال من را شناخت و آغوشش را بر روي اين هميشه شاگردش باز كرد. پير و شكسته شده بود ، مي گفت چندي است كه همسرش را از دست داده و اينك با دخترش تنها زندگي مي كند... خدا نگهدارش باد.

- با خبر شدم آية الله محمديان امام جمعه اسبق كاشمر دارفاني را وداع گفته و روز گذشته در نيشابور تشييع جنازه شده است. ايشان از سال ۶۱ به مدت پنج سال امام جمعه كاشمر بوده كه دوران حضور ايشان در اين شهرستان با حواشي زيادي همراه بوده است و يكي از مقاطع مهم تاريخي كاشمر به حساب مي آيد. مقطعي كه هنوز براي جواناني امثال بنده ناشناخته مانده و روشن شدن زواياي تاريك آن تاريخ مي تواند در تحليل من و امثال من از شخصيت افراد مختلف اين شهر مؤثر باشد! روحش شاد.

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

بلوكيان ، بهبهاني ، كروبي و تقلب!!! دوشنبه دوم شهریور 1388 10:25

ماه رمضان شد مي و ميخانه برافتاد                      عيش و طرب و باده به وقت سحر افتاد

ماه مهماني خدا بر مهمانان خدا مبارك باد

***************************

بلوكيان ، بهبهاني ، كروبي و تقلب!!!

با يكي از دوستان در مورد كابينه دهم و مباحث مربوط به رأي اعتماد مجلس به آن صحبت مي كرديم.

اين دوستمان مي گفت اين روزها آقاي بلوكيان پيگير رايزني با نمايندگان مجلس است كه بتواند نظر مساعد آنان را براي تداوم وزارت دكتر بهبهاني در وزارت راه جلب كند و البته مي گفت بلوكيان كار سختي پيش رو ندارد چرا كه در مجموع فضاي مجلس و نحوه عملكرد وزير راه به گونه ايست كه احتمال رأي آوري بهبهاني زياد است.

خلاصه در اين صحبت ها ، صحبت به انتخابات مجلس هشتم در كاشمر و اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم كشيد. دوستمان مي گفت خوب بود ما هم در كاشمر بعد از اينكه بلوكيان شكست خورد اغتشاش مي كرديم ! مگر چه مي شد؟!

من به او گفتم البته لازمه اش اين بود كه ما هم از قبل از انتخابات در بين مردم و هواداران شايع مي كرديم كه يا بلوكيان ، يا تقلب!!! و به مردم مي گفتيم هر نتيجه ي ديگري غير از پيروزي بلوكيان اعلام شود بدانيد تقلب شده است!

دوستمان مي گفت : البته يك مشكل بود و آن اينكه رقيب مي گفت شما كه مجري و همه كاره انتخابات خودتان بوديد چگونه مي گوييد تقلب شده است؟!

من گفتم : اين كه كاري ندارد ، ما هم به شيخ اصلاحات تمسك مي كرديم.

گفت : چطور؟

گفتم : مگر يادت نيست در انتخابات رياست جمهوري نهم ، جناب كروبي مدعي بود كه يك خواب صبحگاهي او را از كرسي رياست جمهوري باز داشته و در انتخابات تقلب شده و او از راه يافتن به دور دوم بازمانده است؟ و شيخ اصلاحات در حالي اين ادعاها را داشت كه مجري انتخابات دولت اصلاحات بود و رئيس جمهور وقت خاتمي در مصاحبه اي اعلام كرد كه « انتخابات در صحت و سلامت كامل برگزار شده است » و ما هنوز با گذشت چهار سال نفهميديم كه چه كسي به نفع احمدي نژاد تقلب كرده است؟ آيا دولتي كه رئيسش خاتمي بود يا وزارت كشوري كه وزيرش موسوي لاري و يا ستاد انتخاباتي كه رئيسش تاجزاده بود؟ آيا اينان به نفع احمدي نژاد و بر عليه كروبي در انتخابات تقلب كرده اند؟

خلاصه ، اصلاح طلبان در ادعاي تقلب يد طولايي دارند و وقتي در زماني كه مجري انتخابات خودشان هستند ادعاي تقلب مي كنند ديگر زماني كه مجري انتخابات رقباي آنان باشد چه انتظاري مي توان داشت؟!

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

بي انصافي نكنيم ! سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 17:43

بي انصافي نكنيم !

در وبگردي هايم متوجه شدم كه برادر ارجمند جناب آقاي جواد افتخاري ، خبرنگار محترم نشريه محلي آواي كاشمر ،‌ در مطلبي در ارتباط با جلسه روز خبرنگار ،‌ از فرماندار شهرستان انتقاد كرده اند كه چرا ايشان پشت تريبون نرفته و سخن نگفته.

در اين رابطه لازم ديدم توضيحي خدمت ايشان و كساني كه مطلب ايشان را ديده اند ارائه كنم.

قبل از هر چيز بيان اين نكته را لازم مي دانم كه بنده خود از كساني هستم كه نسبت به نوع تعامل و ارتباط جناب آقاي فرماندار با خبرنگاران انتقاد دارم و معتقدم تعامل ايشان با خبرنگاران مي تواند خيلي بهتر و عميق تر از آن چيزي باشد كه الآن هست.

و اما در ارتباط با جلسه روز خبرنگار ،‌ همانطور كه جناب آقاي جواد افتخاري مي دانند برنامه هاي اين جلسه توسط خود خبرنگاران تنظيم شده بود و يكي دو هفته به برگزاري جلسه ، نشستي با حضور خبرنگاران در محل دفتر رئيس ارشاد برگزار شد كه از مجموعه آواي كاشمر آقاي عليرضا افتخاري حضور داشتند.

در آن نشست مقرر گرديد كه در جلسه بزرگداشت روز خبرنگار ،‌ فقط خبرنگاران سخن بگويند و اتفاقاً يكي از كساني كه اين نظر را داشت خود بنده بودم كه در آن نشست گفتم همه ي سال مسئولين صحبت مي كنند و ما مي شنويم و در روز خبرنگار ما صحبت كنيم تا مسئولين بشنوند.

همچنين در اين نشست به پيشنهاد بنده و تأييد ساير دوستان مقرر شد كه چهار نفر از خبرنگاران به نمايندگي از آواي كاشمر ، سرو كاشمر ،‌ نشريات سراسري و صدا و سيما در جلسه بزرگداشت روز خبرنگار صحبت كنند كه همين طور هم شد و به جز نماينده نشريات سراسري ،‌سه نفر ديگر به ارائه نظرات خود پرداختند.

به هر حال عدم صحبت مسئولين و از جمله فرماندار شهرستان در اين جلسه با برنامه ريزي خود ما صورت گرفت و اي كاش آقاي عليرضا افتخاري ، ‌تصميمات نشست را به اطلاع برادرشان مي رساندند و البته حتماً هر كس ديگر هم كه به جاي فرماندار بود وقتي از جانب برنامه ريزان برگزاري جلسه هيچ برنامه اي براي صحبت او در نظر گرفته نشده و از او درخواست نشده كه صحبت كند ،‌ پشت تريبون نمي رفت.

نهايتاً‌ اينكه با تمام انتقاداتي كه ممكن است نسبت به آقاي فرماندار داشته باشم بايد به عنوان يك مطلع عرض كنم در اين مورد كوتاهي و قصوري از جانب ايشان نبوده است.

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |

اين سه روز! شنبه هفدهم مرداد 1388 14:54

اين سه روز!

مدتي است كه به خاطر برخي مشغوليات نتوانستم اين وبلاگ را به روز كنم. در اين مدت برخي دوستان خواستار تداوم فعاليت بودند كه البته بنده توضيح دادم كه اين وبلاگ تعطيل نشده است بلكه فقط به خاطر برخي گرفتاري هاي شخصي مدتي اين مثنوي تأخير شد. اينك شروعي مجدد با سه گانه زير:

دو روز پيش ،‌ 15 مرداد ماه بود. در سال 1361 و در مثل چنين روزي ،‌خداوند به من نعمت حيات و وجود عنايت فرمود. نعمتي كه پيش زمينه ساير نعمت هاي الهي است ،‌نعمتي كه اقرار مي كنم تا به حال قدرش را ندانسته و تلفش كرده ام! معمولا روزهاي تولد خود و ساير دوستان كه مي شود اين دو بيت به خاطرم مي آيد كه :

روزي كه تو آمدي به دنيا عريان

مردم همه خندان و تو بودي گريان

كاري بكن اي دوست كه وقت رفتن

مردم همه گريان و تو باشي خندان !

ديروز ،‌ نيمه شعبان و روز ولادت منجي عالم بشريت بود. نمي دانم چند سال ديگر بايد در روز ميلاد حضرت ،‌ در فراقش اشك بريزيم. اميد آن كه امسال آخرين سال غيبت باشد و به زودي چشممان به جمال حضرتش روشن شود. اميد آنكه به زودي بيايد و و جهان را با عدل و داد خود آباد كند ،‌خيلي ها منتظرند ،‌ از مظلومان فلسطين و عراق و افغانستان گرفته تا گرسنگان آفريقا و آمريكاي جنوبي و حاشيه نشين هاي واشنگتن و پاريس!

اي كاش قدرش را بدانيم و نه فقط در ايام ميلادش كه در تمامي سال به يادش باشيم و بدانيم كه هر كس در اين دنيا نفس مي كشد ،‌مديون وجود مبارك آقاي ماست!

يك عمر تو زخم هايمان را بستي

هر روز كشيدي به سر ما دستي

شعبان كه به نيمه مي رسد آقاجان

ما تازه به يادمان مي آيد هستي !

امروز ، 17 مرداد و روز خبرنگار است. امسال اولين سالي است كه من نيز اين روز را متعلق به خود مي دانم. حدود ده ماه است كه به عنوان خبرنگار روزنامه خراسان و خبرگزاري هاي ابنا ،‌ شبستان و‌ مهر در شهرستان كاشمر فعاليت مي كنم و از همين ده ماه سر و كله زدن با مسئولين اين طرفي و آن طرفي حرف هاي زيادي براي گفتن دارم كه فعلاً ‌مجالش نيست.

خبرنگاري شغل جذاب و در عين حال حساسي است. از يك طرف بايد زبان گوياي مردم باشي و از طرفي مراقب اينكه در حق مسئولين بي انصافي نكني! يك گزارش كه مي نويسي عده اي را شاد و ديگراني را ناشاد مي كند و خلاصه خبرنگاري هم عالمي دارد براي خودش!

نمي دانم چرا يك دفعه به ياد « منتظر الزيدي » خبرنگار غيرتمند عراقي افتادم كه در آخرين روز هاي حكومت نكبت بار بوش با پرتاب كفش هاي خود به سمت او ،‌ نفرت و انزجار ملت هاي مظلوم را از ظالمان به نمايش گذارد. اين دو بيتي هم تقديم او :

گفتي براي بوسه ي آخر ، خبرنگار

گفتي به ياد خون برادر ، خبرنگار

يك جفت كفش تو برد آبروي بوش

سرباز پا برهنه ي حيدر ،‌ خبرنگار !

ياعلي مدد

نوشته شده توسط محمد فیض عارفی  | لینک ثابت |